مقالات شماره 97 مورخ 17 دی ماه 1386
واقعه سرایی و مرثیه سرایی
ـ موسی مطهریزاده
دوست داری اهل بیت (ع) در میان مردم کازرون ریشه در تاریخ دینی این سرزمین دارد. مردم این شهرستان هر ساله در آستانه و در متن ماه محرم مراسم مختلفی را برگزار میکنند و اعتقاد قلبی خود را به حضرت امام حسین (ع) نشان میدهند. هرچند که این مراسم با اعتقادات قلبی مردم این سامان همراه است، با این وجود سالهاست که بدعتها و پیامهای ناروایی در عزاداریهای مردم این شهر ایجاد شده که رنگ و بوی معنوی عزاداری در این شهر را مورد شک و تردید قرار داده است. با ظهور انقلاب اسلامی و جلوهگری راستین پیامهای آتشین قیام کربلا تا حدودی از بدعتهای بوجود آمده در عزاداریها کاسته شد اما چند سالی است که بار دیگر این نوع بدعتهای ناروا، عزاداری امام حسین (ع) در این شهر را تضعیف نموده است.
ـ خیمه: هرچند خیمههای ایجاد شده سمبل و نماد خیمههای حضرت امام در صحرای کربلا است اما در طول این چند سال احداث خیمهها آنقدر فزونی یافته است که جایگاه خیمه را پایین آورده و بیم آن میرود که نگاه مردم کازرون به این خیمهها نگاهی مثبت نشود. دوستی میگفت در برخی از این خیمهها، شبها عدهای تا نیمه شب باقی میمانند و به اعمالی دست میزنند که مورد رضایت امام حسین (ع) نیست.
ـ تصاویر اموات: بر روی خیمهها چند سالی است که تصاویری از اموات و شهدا نصب میگردد. متأسفانه تصاویر برخی از این افراد دارای آنچنان جایگاهی نیست که حتی بر روی خیمههای ماه محرم نصب گردد و لذا لازم میآید از این کار جلوگیری به عمل آید.
ـ تصاویر امامان معصوم: همانطور که آمد چند سالی است که تصاویر امامان معصوم نیز هم به صورت پارچهای و هم مقوایی به طور گستردهای پخش و توزیع میگردد. این تصاویر که نمیتواند نماد امام حسین (ع) و یارانش باشد در برخی از موارد پاره شده و بر روی زمین ریخته میشود که این امر نیز در تضعیف جایگاه قیام سیدالشهداء بیتأثیر نخواهد بود.
ـ نوحهخوانها و مرثیهخوانها: نوع اشعار و مراثی در عزاداریهای کازرون متأسفانه جایگاه امر به معروف و نهی از منکر قیام کربلا را به خوبی نشان نداده است. این اشعار تا آنجا نزول کردهاند که در برخی از مواقع شخصیتهای واقعه کربلا را به افرادی ضعیف و عاجز تبدیل میسازد. همچنین توجه نوحهخوانها بیشتر به گریاندن مردم معطوف شده است تا بیان حقایق واقعه کربلا. شهید مطهری میگوید: »کسانی که مرثیهخوانی میکنند توجه داشته باشند به فلسفه قیام سیدالشهداء. باید گویندگان بصیری باشند تا بتوانند حقایق نهضت حسینی را بگویند. ائمه دین خواستند شهادت امام حسین(ع) به صورت یک مکتب، مکتب مبارزه حق با باطل برای همیشه باقی بماند و الا چه فایده به حال امام حسین(ع) که ما گریه بکنیم یا نکنیم و چه فایده به حال خود ما دارد که صرفاً بنشینیم یک گریهای بکنیم و پاشیم و برویم. ائمه دین خواستند قیام کربلا به صورت یک مکتب و مشعل فروزان همیشه باقی بماند«.
دکتر شریعتی نیز میگوید: »ما داستان کربلا را از روز تاسوعا میدانیم و عصر روز عاشورا ختمش میکنیم. بعد دیگر چه شد؟ همینجور هستیم تا اربعین، بعد قضیه دیگر بایگانی است. ما این داستان را از زمینه تاریخی خودش جدا کردیم و به صورت یک حادثه مجرد و تنها مورد بررسی قرار دادیم و نه بررسی، بلکه مورد ستایش و تلفیق و فقط میگرییم بر این تابلو«.
به نظر میرسد برای رسیدن به اهداف متعالی واقعه کربلا و نیز احیای سنت امر به معروف و نهی از منکر لازم میآید مسوولین هیأتهای عزاداری، در نوع اشعار، احداث خیمهها و... باید مدیریتی همه جانبه داشته باشند تا عزاداری ما رنگ و بوی خدایی بگیرد تا سطحینگری که جایگاه این سنت عظیم را به خطر میاندازد از جامعه رخت بربندد.
بررسی گزارش پیشرفت پروژههای سفر ریاست جمهوری به کازرون
سوغاتیهای رئیسجمهور
ـ محسن عباسپور
یکی از اقدامات گستردهای که دولت نهم در جهت عمل به اهداف محوری خود همچون «عدالت محوری» و «مهرورزی» مدنظر قرار داد و تاکنون نیمی از آن را به اجرا درآورده، نزدیک شدن به مشکلات مردم و تصویب طرحها و پروژههایی برای کاهش این مشکلات از طریق «سفرهای استانی» و حضور در کلیهی شهرستانهای کشور بود. نکتهای که پیش از این و توسط رییسجمهورهای پیشین تنها به صورت مقطعی و محدود به چند استان به اجرا درمیآمد. گرچه علیرغم اتمام دور نخست سفرهای استانی هنوز هم برخی از کارشناسان و صاحبنظران بر این عقیدهاند که سفرهای مذکور میتوانست در قالب طرحهای دیگر و به صورتی مناسبتر به اجرا دربیاید اما آنچه مسلم است دور نخست این سفرها با صدور مصوبات بسیاری در سطح کشور به پایان رسیده و اکنون زمان عمل به آنها است.
طراح این سفرها، یعنی محمود احمدینژاد که در مقام ریاست جمهوری ایران مجری آنها نیز بود با اتمام دور نخست سفرهای استانی تقریباً در تمامی مصاحبههای مرتبط و همچنین نشستهای هیئتدولت و غیره خواستار پیگیری اجرای این مصوبات توسط رسانهها و به خصوص مطبوعات شد تا ضمن شفاف شدن کامل روند اجرای مصوبات، مشارکت گروههای مردمی را نیز در پیشبرد آنها مطالبه نماید. حتی تأکیدات رییسجمهور در اجرایی شدن مصوبات سفرهای استانی تا بدآنجا بوده که ارزیابی مدیران کل و گاهاً مدیران جزء بدنهی دولت نیز بر اساس میزان پیشرفت در اجرای این مصوبات تعیین شده است.
ریشهی این تفکر و تأکید هم کاملاً مشخص و پیرو روندی طبیعی است. «سفرهای استانی و حل مشکلات مردم کل ایران با حضور در کنار آنها» که از وعدههای اساسی احمدینژاد در دوران انتخابات و پس از آن به شمار میرفت از یکسو و از سوی دیگر اجرایی شدن این طرح و قولهایی که به مردم در قالب اجرای مصوبات سفرهای استانی داده شده و به طبع آن انتظارات بسیار زیادی که در سطح جامعه در جهت کاهش مشکلات اقشار مختلف به وجود آمده اهمیت اجرای این مصوبات را برای بدنهی هیئت دولت و در رأس آن رییسجمهور، بیش از پیش نمایان میسازد.
اما در پس تمامی نظراتی که در خصوص سفرهای استانی و مصوبات آنها ارائه میشوند، بازشناسی مشکلات کل مردم ایران و جمعآوری مجموعهی گستردهای از آنها و همچنین تصویب طرحهایی برای برطرف نمودن این مسائل از دستآوردهای تأثیرگذار و بسیار مفیدی بود که نمیتوان به راحتی از کنار آن گذشت. چیزی که پیش از این تنها از طریق آمارهای معمول اداری و گزارش مشکلاتی که به صورت یک عرف در ادارات به اجرا درمیآمد، اینبار با رویارویی مستقیم مردم با رییسجمهور امکانپذیر میشد.
رییسجمهور ایران در آخرین روزهای نخستین ماه سال 86 در پی سفر به استان فارس، کازرون را پس از شیراز به عنوان دومین شهر برای رسیدگی به مشکلات مردمش انتخاب و در جمع آنها حاضر شد. پیش از حضور ایشان گروههای مختلف مردم اعم از بازاریان، ورزشکاران، فرهنگیان و... با ارسال نامهها و یا بعضاً طومارهایی (که چند مورد از آن در هفتهنامه بیشاپور نیز منتشر شد) سعی در انتقال مشکلات خود به رییس جمهور و هیئتدولت نمودند. با بازخوانی نشریات آن روز و اسناد موجود، رئوس مشکلاتی را که مردم بیش از همه بر حل آنها تأکید داشتند به شرح زیر نمایان میشود: بازگشایی تونل بناف (که در سخنان امام جمعه شهرستان، نماینده مجلس، طومارهایی که مردم امضاء نموده بودند و... عنوان شد)، مشکلات امنیتی، احیای بافت قدیمی کازرون، مشکلات مربوط به بدهیهای شهرداری کازرون، عبور راهآهن شیراز ـ بوشهر از کازرون، احداث دانشگاه سلمانفارسی، تجهیز بیمارستان، جاده کازرون به شیراز، تبدیل مرکز تربیت دبیر به دانشگاه، ایجاد منطقهی آزاد اقتصادی کازرون، احداث پتروشیمی، اشکال در شبکه توزیع آب، کاهش تعرفه برق مصرفی، تجهیز کارگاههای فنی حرفهای، تعریض محور دشتارژن ـ قائمیه، تعریض محور قائمیه ـ نورآباد، احداث بیمارستان در قائمیه، توسعه شبکههای تلویزیونی، ساماندهی وضعیت باربری کازرون، ایجاد یک فرودگاه اضطراری و...
هیئتدولت در جلسهی خود در استان فارس از بین مشکلات گزارش شده برای حدود 27پروژه مصوباتی را داشت که مستقیماً با کازرون در ارتباط بودند. علاوه بر آن رییسجمهور در جمع مردم کازرون وعده 80میلیارد تومانی از منابع و تسهیلات ارزان قیمت برای بنگاههای اقتصادی زودبازده در شهرستان کازرون داد و از آن به عنوان هدیهای به جوانان کازرونی یاد نمود.
پروژههایی که هیئتدولت تصویب نمود به بخشهای آب، جاده، صنعت، گردشگری، ورزش، بهداشت، دانشگاهی، کشاورزی، رفاه اجتماعی، صدا و سیما، اشتغال، گاز و برق تقسیمبندی میشدند. با تصویب این پروژهها انتظار مردم از دولت جهت رفع مشکلات آنها نیز افزایش یافت.
هفته پیش هفتهنامه بیشاپور با انتشار آخرین وضعیت پیشرفت مصوبات هیئتدولت در شهرستان کازرون، نخستین فعالیت رسانهای و مطبوعاتی در جهت درخواست رئیس هیئتدولت مبنی بر پیگیری رسانهها در تحقق وعدهها را در سطح شهرستان کازرون انجام داد.
در نگاهی کلی میتوانیم مصوبات هیئتدولت را به دوبخش «از پیش تصویب شده» و «مصوبات تازه» تقسیمبندی نماییم.
مصوبات «از پیش تصویب شده» هیئتدولت با در نظرگیری میزان پیشرفت عملیات عمرانی آنها شامل این موارد میشود: پروژههای سد نرگسی(صفر درصد)، اجرای شبکه فاضلاب کازرون(به طور متوسط 37درصد)، چهارخط نمودن محور شیرازـقائمیه، کنارتختهـقائمیه و قائمیهـبابامیدان(45درصد مربوط به شیرازـقائمیه)، احداث محور کازرونـفراشبند(20درصد)، احداث محور کنارتختهـخشتـگناوه(50درصد)، احداث پتروشیمی(صفر درصد)، ایجاد منطقهی اقتصادیـکشاورزی(صفردرصد)، استقلال مرکز آموزش عالی کازرون(100درصد)، تکمیل سیلوی 50هزارتنی گندم(30درصد)، اختصاص اعتبار جهت اراضی مسکن افراد کم درآمد(20درصد)، ایستگاه فرستنده تلویزیون مناطق روستایی(100درصد)، راهاندازی 75شرکت تعاونی در گرایشهای مختلف(80درصد) و گازرسانی تعداد پنج روستا با فاصله کمتر از 15 کیلومتر از خط انتقال(100درصد) میباشد. (در خصوص اطلاع از چگونگی تصویب این طرحها پیش از سفر هیئتدولت میتوانید مراجعه کنید به سرمقاله شماره 89 مورخ 21آبان ماه 86 هفتهنامه بیشاپور به قلم موسی مطهریزاده و با عنوان «مصوبات از پیش اجرا شده» و همچنین سایر اخبار مرتبط در سالهای 84 و 85 منتشر شده در خبرگزاریها و به خصوص نشریات محلی شهرستان کازرون).
با اندکی دقت به میزان پیشرفت این پروژهها و مقایسه آنها با وضعیتشان در سال گذشته و همچنین سنوات قبل درخواهیم یافت که عموماً روند عادی اجرای خود را طی نموده و به طور کلی هنوز تأثیری از حضور رییسجمهور و نقش هیئتدولت در اجرای آنها شاهد نبودهایم. به عنوان مثال پروژههایی همچون پتروشیمی، سد نرگسی، ایجاد منطقهی اقتصادیـکشاورزی، استقلال مرکز آموزش عالی، تکمیل سیلوی 50هزارتنی گندم و موارد مشابه، از جمله طرحهایی هستند که پیش از حضور محمود احمدینژاد هم وضعیت مشابه حال حاضر را داشتهاند و برخی از آنها تنها به تصویب دوباره یا نهایی هیئتدولت رسیدهاند. مثلاً احداث پتروشیمی و منطقهی اقتصادیـکشاورزی و سد نرگسی نیز پیش از این در مرحلهی مطالعه قرار داشت و نیاز به عملیاتی شدن آنها بود. البته ناگفته نماند که طبق روال معمول اجرای پروژهها و طرحهای کلان کشوری، برای عملیاتی شدن یک طرح ابتدا بایستی ردیف بودجه آن در طرحهای سال و یا سالهای آینده لحاظ شده و به مرور به اجرا درآید (چیزی که در دورههای پیشین ریاستجمهوری و در کل از بدو انقلاب اسلامی تا کنون رایج بوده). اما آنچه مسلم است با انجام این سفرها و حتی ایجاد یک فصل بودجه مجزا که بسیاری از پروژههای مصوب از ردیف بودجه مربوط به آن یعنی بودجه سفرهای استانی رییسجمهور بایستی تغذیه شوند، انتظار مضاعفی جهت اجرا شدن آنها از سوی مردم نیز به وجود آمده است.
یا به عنوان مثال استقلال مرکز آموزش عالی کازرون، ایستگاه فرستنده تلویزیونی مناطق روستایی و همچنین گازرسانی پنج روستا که همگی پیشرفت صددرصدی داشتهاند از برنامههایی بوده که یا پیش از سفر رییسجمهور نهایی شده و یا روال عادی خود را طی کردهاند. کما اینکه در اسفند سال گذشته نماینده مردم کازرون در مجلس در جمع نمازگزاران مسجد زید کازرون عملیات گازرسانی به چندین روستای کازرون را طی سال 85 از دستآوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی برشمرد.
البته بایستی از کلیهی زحمتکشان و مسوولین وظیفهشناس شهرستان کازرون نیز کمال تشکر را نمود و به هیچ وجه نمیتوان منکر زحمات این عزیزان و کارشناسان و بدنهی تلاشگر اداری شهرستان شد، چرا که در سالهای گذشته و حتی در شرایطی که هنوز هیئتدولت به کازرون سفر نکرده بودند، این عزیزان در پی رفع مشکلات مردم از طریق اجرای طرحهای مختلف بودند و طبیعتاً خود این بزرگوران بسیار علاقمندند که با اختصاص بودجههای مناسب که میتوانست در قالب سفرهای استانی صورت بگیرد بیش از پیش به ارائه خدمات بپردازند.
در مورد مصوباتی که در سطور پیش از آنها با عنوان «مصوبات تازه» نیز یاد کردیم، بررسی میزان پیشرفت پروژهها و قرارگیری اکثر آنها در مرحلهی مطالعه، چیزی بیش از آنچه در مورد سایر طرحها یادآور شدیم را برای ما نمایان نمیسازد. طرحهایی که در این دسته قرار میگیرند شامل: شبکه آبیاری و زهکشی دشت خشت (صفر درصد)، اجرای کانال آبیاری بالاده (صفردرصد)، احداث شهرک صنعتی کازرون (صفر درصد)، احداث منطقهی گردشگری ملی (صفر درصد)، احداث منطقهی گردشگری محلی (صفر درصد)، احداث اسکله قایقرانی (صفر دردصد)، احداث دو سالن ورزشی (25درصد)، احداث مجتمع ورزشی کارگران (20درصد)، احداث زمینهای فوتبال خاکی در روستاهای بزرگ شهرستان (صفر درصد)، ایجاد مرکز درمانی در شهر قائمیه (20درصد با مشارکت مردم)، احداث سالن تشریح (30درصد)، احداث دانشگاه پیامنور خشت(صفردرصد)، بررسی اعمال تعرفه برق مصرفی (صفر درصد).
پرواضح است علیرغم گذشت هشت ماه از زمان تصویب این طرحها و با توجه به نزدیکی به پایان سال نمیتوان کارنامهی قابل قبولی را در جهت عمل به مصوبات هیئتدولت (و یا اگر بخواهیم به مشکلات مورد اشاره در گزارش اشاره داشته باشیم، پشتیبانی هیئتدولت در عمل به مصوباتش) را تصور کنیم.
تمامی این موارد در حالی است که اولویتهایی همچون تونل بناف، مشکلات امنیتی، احیای بافت قدیمی کازرون، مشکلات مربوط به بدهیهای شهرداری کازرون، تجهیز بیمارستان، ایجاد فرودگاه اضطراری و سایر مشکلات دیگر شهرستان هیچ مصوبهای را در سفر هیئت دولت به کازرون نداشتند و در کنار تمام این موارد برای شهر فرهنگی و تاریخی کازرون نیز، تقریباً هیچ مصوبهی مستقیم فرهنگی و یا در ارتباط با حفظ و احیاء بافت تاریخی این شهرستان پر از ابنیهی تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی وجود نداشت تا باب این دست از مشکلات همچنان گشوده باشد.
در پایان باز هم بایستی یادآور شد که حتی اگر این پروژهها از محل بودجههای سفرهای استانی نیز تغذیه نشوند و قرار باشد مانند بسیاری دیگر از پروژههایی که تاکنون در سطح کشور به اجرا درمیآمده در ردیفهای معمول و مخصوص به خود تأمین هزینه شوند، باز هم بایستی بر اجرای هرچه سریعتر و اصولیتر آنها تأکید داشت چرا که مردم عمل میخواهند، چه با نام «مصوبات سفرهای استانی» و چه هر نام دیگری.
مردم کازرون و عزاداری امام حسین (ع)
ـ زندهیاد محمدمهدی مظلومزاده
پیش از حلول ماه محرم
اهالی پیش از حلول ماه محرم، علاوه بر سیاه پوش کردن بقاع متبرکه، مساجد و منازل روضه، تکایا و حسینیه ها، دکان ها و بازار، خودشان نیز لباس مشکی می پوشند و برای امام حسین(ع) و دیگر شهدای کربلا عزادار می شوند و به اصطلاح «پند» می نشینند و تا آخر ماه صفر، از انجام هر گونه مراسم شادی نظیر خواستگاری، آرایش، حنابندان، عقد، عروسی و ختنه سوران خودداری می کنند.
آنها معمولاً از شب 27 ذیحجه مشکی پوش می شوند. هنگام پوشیدن لباس سیاه، اطرافیان به او می گویند: مبارک امام حسین باشد یعنی زنده باشی و هر سال برای امام سیاه پوش بشوی و نیز مصیبتی برایتان پیش نیاید که در سوگ فرو روی و سیاه بر تن کنی. آنان بعد از اتمام ماه صفر، در سه روز آغاز ماه ربیع الاول نیز برای «بابا آدم و ننه حوا» سیاه پوش هستند و بعد از آن لباس سیاه را از تن بیرون می آورند.
زنان نیز نوزاد خود را در اولین محرم بعد از تولد، لباس سبز، در دومین محرم لباس سفید و در سومین محرم لباس مشکی می پوشانند. از سال چهارم به بعد مشکی پوشی بچه ادامه می یابد.
از ده بیست روز پیش از ماه محرم، رهبر و مسوول نوحه خوان ها، تعزیه گردان ها و تعزیه خوان ها را در مسجد یا منزل خود دور هم جمع می کند و نُسَخ نوحه یا تعزیه مربوط به هر شب از شب های دهه اول محرم و نیز روز عاشورا و شام غریبان را به دست آنان می دهد و آن ها را تمرین می دهدتادر شب های مزبور و روز عاشورا به خوبی و بدون مشکل، با آهنگ های مخصوص، نوحه و تعزیه بخوانند. اخیراً این کار را در خود محرم انجام می دهند وعصرها برای تعزیه شب تمرین می کنند.
پیش از محرم تکایا، حسینیه ها و محل اجتماع عزادارن و تعزیه را هم چراغانی می کنند و علم برپا می دارند. در قدیم، فانوس و چراغ نفت سوز در بالای چوب می آویختند و امروزه با نصب چوب یا میله فلزی در زمین و لامپ کشی و نورافکن چراغانی می کنند. بانیان هیئت ها، کلید انبار و وسایل عزاداری و تعزیه را به دست تدارکاتچی می سپارند تا وسایل را برای شب های دهه اول آماده و مرتب کنند.
خونریزان
از قدیم رسم بود اعیان، تجار وکسانی که وضع مالی خوبی داشتند، در آستانه محرم (یعنی در عصر روز آخر ذیحجه الحرام) که آغاز سال هجری قمری است، خون ریزان کنند و گوسفندی را ذبح و گوشت آن را بین فقرا یا همسایگان و آشنایان تقسیم و توزیع کنند. بعضی ها که دستشان به دهانشان می رسید، ولی وضع مالی خوبی نداشتند، خروسی را ذبح می کردند و به مستحقی می دادند. اهالی در پخش گوشت نذری و قربانی، آش های نذری و غیره، صله رحم و همسایه ها را نیز در نظر دارند.
عمل خون ریزان در آستانه محرم بدان جهت است که محرم را ماه حرام و پرنحوستی می دانند که نحوست آن دامن امام و اهل بیت وی را در کربلا گرفت، به طوری که به شهادت رسیدند یا به اسارت رفتند. لذا اهالی برای این که خون کسی در این ماه بر زمین نریزد یا کسی دچار نحوست نشود، حیوانی را پیش مرگ خود و دیگران می کنند. آنان در مورد ماه های محرم و صفر می گویند: «محرم زر است و صفر آینه»؛ یعنی با مشاهده هلال ماه محرم، به زینت آلات طلا می نگرند و با دیدن هلال ماه صفر، در آیینه نگاه می کنند.
عزاداری دهه اول محرم
هیئت های عزداران محلات هفت گانه شهر، از شب اول محرم تا شب عاشورا و نیز روزهای تاسوعا و عاشورا و شب های یازدهم (شام غریبان) تا سیزدهم و روز سیزدهم تشکیل شده و به مجالس روضه و بقعه شاه حمزه (مصلای نماز جمعه فعلی) رفته، عزاداری می کنند.
هر روز، از ساعت سه یا چهاربعدازظهر، در همه محله ها صدای ساز و نقاره ساززن و نقاره چی و کمک آن ها به صدا درمی آید و انواع آهنگ های حماسی حسینی نواخته می شود که تا پاسی از شب ادامه دارد. مهترها از طرف بانی عزداری دعوت شده، و از شب اول تا شب دهم محرم و صبح روزهای تاسوعا و عاشورا و نیز هنگام تعزیه، به نواختن آهنگ های عزا و حماسی می پردازند. روز عاشورا، بعداز اتمام عزاداری، مهترها انعام خود را از بانی عزاداری دریافت کرده و می گویند: خدا بدهد برکت!
عزاداران هر محله، از شب اول محرم، در میدان یا محل عزداران اجتماع می کنند. زنجیرزن ها و سینه زن ها، جدای از هم به تمرین می پردازند تا سایر زنجیرزن ها و سینه زن ها هم جمع شوند و زمان حرکت هیئت به مجالس روضه فرا برسد. درگذشته، هیئت ها به هر مجلسی که خود می خواستند می رفتند، و همین کار باعث می شد مدت ها در پشت در برخی مجالس که عزاداران محله دیگری در آن جا بودند معطل بمانند. گاهی همین معطل ماندن ها باعث کدورت و خشونت و اختلاف بین هیئت ها می گردید، اما امروزه طبق برنامه از پیش تعیین شده، هیئت ها با نظم و ترتیب خاص در ساعت معین به مجالس تعیین شده می روند و عزاداری و نوحه خوانی می کنند.
شیپورچی ها و دمّام زن ها نیز پیوسته آهنگ «حسین حسین» مخصوص حرکت هیئت را می نوازند و در کوچه و خیابان های محله به گردش در می آیند تا عزاداران زودتر به محل اجتماع بیایند.
هر یک از شب های دهه اول محرم و شب های یازدهم تا سیزدهم و روزهای تاسوعا و عاشورا و سیزدهم، به مناسبت های خاص به یکی از شهدای کربلا اختصاص دارد و نوحه های آن شب، اعم از نوحه های زنجیرزنی، سینه زنی، تو راهی (دم گیری)، رباعی و تعزیه همه مربوط به همان مناسبت خاص یا همان شهید است، شب های محرم و مناسبت های خاص آن عبارتند از:
شب اول محرم، ورود ماه محرم و مجلس حجه الوداع (خروج ازمدینه) شب دوم، ورود به کربلا؛ شب سوم، شهادت مسلم بن عقیل (ع)؛ شب چهارم، شهادت طفلان مسلم (ع)؛ شب پنجم، شهادت حُرّ بن یزید ریاحی (ره)؛ شب ششم، شهادت علی اکبر (ع)؛ شب هفتم، شهادت قاسم بن الحسن (ع)؛ شب هشتم، شهادت طفلان زینب (ع)؛ شب و روز نهم (تاسوعا)، شهادت حضرت عباس (ع)؛ شب و روز دهم (عاشورا)، شهادت علی اصغر و امام حسین (ع)؛ شب یازدهم (شام غریبان)، اسیری اهل بیت (ع)؛ شب دوازدهم، تنور خولی. شب و روز سیزدهم، بنی اسد و تعزیه میدانی هفتاد و دو تن.
در آخر عزاداری نیز، هنگام عصر و شب ها در هر محله تعزیه گلچین برگزار می شودو بازاری ها نیزعصرها به مجالس روضه عصرانه در محلات رفته و عزداری می کنند.
تقویم تاریخ کازرون
ـ سید روحاله لقمانی
آقا سید محمد طبیبی ـ عـالـمی از تبـار پـاکان
25 سال پیش در تاریخ 20 دی ماه 1361 خورشیدی زنده یاد آقا سید محمد طبیبی، یکی از روحانیون با اخلاص کازرون، پس از یک عمر همراهی با مردم و مشارکت در فعالیت های مهم اجتماعی شهر کازرون در سن 74 سالگی بر اثر عارضهی سکتهی مغزی دار فانی را وداع گفت. شادروان آقا سید محمد طبیبی فرزند حاج سید یوسف فرزندحاج سید مؤمن فرزند حاج سید یوسف در سال 1287 خورشیدی در محلهی آهنگران کازرون و در خانواده ای تجارت پیشه پا به عرصهی حیات گذاشت.
تحصیلات مقدماتی را در همان سال های کودکی در مکتب خانههای شهر به ویژه مکتب خانهی آقا سید احمد مکتب دار گذراند و سپس کسب مقدمات فارسی و عربی و نصاب و سایر علوم رایج را از محضر مرحومان حاج ملاعباسعلی روحانی و میرزا عباس سعادت فرا گرفت. در همان ایام با وجود داشتن استعداد و حافظهی قوی پاره ای از مقدمات علوم طب را در محضر مرحوم سیدمهدی مجدالاطباء و نیز مرحوم آقا سید اسداله قوام الاطباء آموخت. پس از طی این دوران در سن 18 سالگی به علت علاقهی وافر به فراگیری علوم دینی و مذهبی به نجف اشرف عزیمت کرد.
در جهان تشیع آن زمان تنها مرکز بزرگ علمی جهت فراگیری علوم مذهبی و سایر رشته های رایج میان مسلمانان حوزهی علمیهی نجف اشراف بود و سال ها پس از آن بود که حوزهی علمیهی قم به سعی مرحوم آیت اله حاج شیخ عبدالکریم حائری تأسیس گردید. به همین دلیل کسانی که مایل به ادامهی تحصیل در زمینه های دینی بودند می بایست راهی نجف و حوزهی علمیهی آنجا می شدند.
آقاسید محمد در سال 1304 خورشیدی به همراهی و مؤانست سه تن دیگر از همشهریان، یعنی مرحومان حاج شیخ لطف اله توکلی، حاج شیخ عبدالکریم مختاریان و حاج سید عبدالنبی جعفری صادقی عازم نجف شد. طبق گفتهی شخص ایشان: در آن زمان بیش از هشت سال از پایان جنگ جهانی اول نگذشته بود و در حالی که مراکز علمی آن زمان به خاطر سقوط امپراطوری عثمانی و تجزیه آن کشور، همه در حال رکود بودند. ولی حوزهی نجف دارای پنج هزار طلبه از شیعیان بود.
این گروه چهار نفری مسافران کازرون از طریق بوشهر و بصره عازم عراق شدند و پس از ورود در مدرسهی قوام در نجف اشرف مستقر گردیدند و شروع به فراگیری دورهی سطح و خارج در آن مکان نمودند. اساتید ایشان در دورهی سطح عبارت بوده اند از: مرحومان آیات عظام آقا شیخ محمدتقی نجف آبادی اصفهانی، آقا شیخ عبدالحسین رشتی و آقا شیخ ابراهیم رشتی. استادشان در حکمت متعالی، علم کلام و اسفار ملاصدرا، مرحوم آیت اله سیدحسن حکیم بودند. فلسفه، منطق و ریاضی و اصول اقلیدس را در مکتب آیت اله آقا سید حسین بادکوبه ای معروف به آقا سیدحسین ترک آموختند.
پس از پایان دورهی سطح، دورهی خارج را که بالاترین مرحلهی تحصیلی طلاب آن زمان بوده است آغاز کردند. آقا سید محمدطبیبی، دورهی خارج فقه و اصول را نزد آیت اله العظمی آقا میرزا حسین نائینی، از مراجع آن عصر و نیز آیت اله العظمی آقا شیخ محمد علی رشتی و آیت اله آقا شیخ ابراهیم رشتی آموخت و سپس تکمیل خارج اصول را نزد آیت اله العظمی آقا سید ضیاءالدین عراقی مرجع تقلید، اصول و کفایه الاصول را نزد آیت اله آقا شیخ عبدالحسین رشتی و بالاخره خارج از فقه مرجع تامّه شیعه، آیت اله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی به پایان رساند.
اجازه نامه های ایشان و حصول به درجهی اجتهاد وی را مراجع بزرگ تقلید حوزه در آن عصر، یعنی آیات عظام آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا سید ضیاء الدین عراقی و آقا میرزا حسین نائینی و آقا سید حسین بادکوبه ای نگاشته و مورد تأیید قرار داده اند. مرحوم طبیبی در سال 1314 خورشیدی یعنی پس از ده سال از نجف اشرف به موطن خود شهر کازرون مراجعت کرد.
وی یکی دو سال پس از بازگشت از نجف، با وجود داشتن زمینه های قبلی و خانوادگی به شیراز عزیمت و در آن جا به فراگیری علم طب در زمینهی چشم پزشکی پرداخت. در شیراز آن دوره هنوز دانشکدهی پزشکی وجود نداشت و آموزش علاقه مندان توسط پزشکانی که غالباً و به تازگی از بیروت (پایتخت لبنان) فارغ التحصیل شده بودند صورت می گرفت. ایشان به مدت چند سال تحت نظر مرحومان دکتر کریم خان هدایت، دکتر محمد علی دانشور (پدر خانم سیمین دانشور، نویسنده) دکتر اسد قوامی و دکتر غیاثی به فراگیری علم چشم پزشکی پرداخت و از سال 1320، پس از دریافت اجازهنامهی چشم پزشکی از اساتید خود، به کازرون بازگشت و تا پایان عمر، به مدت بیش از چهار دهه، خدمتگزار همشهریان شریف خود در این رابطه بود.
مرحوم طبیبی در طول عمر پرثمر خود همواره ضمن راهنمایی و ارشاد مردم در زمینههای دینی، در فعالیت های مهم اجتماعی پیش قدم بودند و به دستگیری از افراد بی بضاعت می پرداختند. برخی از فعالیت های اجتماعی ایشان بدین قرار است:کمک در برنامهی مبارزه با اتراخم در مدارس شهر، نقش مؤثر در تأسیس هنرستان فنی کازرون، مدرس حوزهی علمیهی صالحیه در آن زمان، پیگیری مستمر ایشان جهت حفر اولین چاه عمیق که در سال 1335 در تنگ زندان کازرون به آب رسید (البته کمک های استاندار وقت فارس، آقای سیدمهدی فرخ معتضم السلطنه در این رابطه شایان ذکر است)،کمک و فراهم آوردن شرایط برای مرحوم دکتر یداله سحابی (استاد زمین شناسی دانشگاه تهران و رییس سنی اولین مجلس شورای اسلامی) جهت مطالعه برروی آب نهر شاپور و آوردن آب لوله کشی شدهی این نهر برای مردم کازرون، تلاش برای بازگرداندن جادهی بوشهر- شیراز و عبور آن از کازرون و غیره.
آرامگاه این عالم ربانی در نزدیکی بقعهی سید محمد بین التلین کازرون است.
نقش ارزندهی ادیبی در فرهنگ کازرون
25 سال پیش در تاریخ بیست و دوم دی ماه 1361 خورشیدی زنده یاد محمد حسن ادیبی، از بنیان گذاران فرهنگ کازرون و معلمی دلسوز و فداکار، پس از یک عمر تلاش در جهت ارتقاء فرهنگ کازرون و ثبت و انتقال فرهنگ و سنت گذشتگان این شهر در سن 90 سالگی دعوت حق را لبیک گفت.
شادروان محمد حسن ادیبی فرزند شیخ علی مراد فرزند ملاحسن در هیجدهم ذیحجهی سال 1313 ه.ق در نجف اشرف دیده به جهان گشود و از همان دوران کودکی تحصیلات مقدماتی را در محضر علمای آن دیار انجام داد و پس از پایان تحصیلات و فراگیری علوم و فنون جدید در امر تحصیلات در نزد برادر بزرگش در بوشهر به قصد خدمت به کازرون آمد.
ایشان در سال 1336 ق مطابق با سال 1296 خورشیدی همگام با پیشگامان اشاعهی فرهنگ نوین در کازرون در آموزشگاهی که مرحوم سید محمد حسین قدسی با استفاده از همت مردم ایجاد کرده بود به تربیت و هدایت کودکان و جوانان شهر پرداخت و در فراز و نشیب های زمان، که گاه این مدرسه را تا تنگنای انحلال می کشاند، صمیمانه با وی همکاری می کرد.
مرحوم ادیبی با استقرار نظام جدید فرهنگی در اول شهریور ماه سال 1315 خورشیدی به استخدام وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه( آموزش و پرورش فعلی) درآمد و همچنان به کار پر ارزش خود با شکیبایی و قناعت ادامه داد.
وی پس از نزدیک به 40 سال خدمت در فرهنگ کازرون و تربیت دانش آموزان فراوان در سال 1334 به افتخار بازنشستگی نایل آمد. مرحوم منوچهر مظفریان در بخشی از کتاب خویش در مورد وی مینویسد:« برای من و سایردانش آموزان دبستان جلوه (ناصری یا مظفری) که قسمتی از سالهای دوره دبستان را با برخورداری از محضر پربار این معلم مخلص وباتقوای، گذرانده و از جلسات قرائت قرآن و صفوف نماز جماعتی که قبل از شروع درس در بعدازظهرها تشکیل می داد، یاد ادیبی خاطره ای از گذشته های دور و با حال و هوایی مطلوب است...او طبع شعر داشت اشعار خود را از طراوت اندیشه های مذهبی معطر می ساخت. تاریخ را زیبا می سرود و در خواندن خطوط گوناگون و سجع مهر مهارت داشت. در کازرون هر جا لوحه های سنگی کشف می شد و یا خواندن قباله و بنچاقی ضرورت می یافت در خانه ادیبی را می زدند و او نیز با گشاده رویی نیاز آنان را بر می آورد. در شناخت پیشینه تاریخی کازرون و شجره نسب امامزاده ها و بقاع متبرکه شهر مهارت داشت و حضورش لطیف و پربار بود...» در رابطه با اِشراف مرحوم ادیبی نسبت به تاریخ کازرون می توان به نامه ای که در تاریخ 10/3/1333 از طرف ادارهی فرهنگ کازرون به ایشان نوشته شده اشاره کرد: «آقای محمدحسن ادیبی –چون از اداره فرهنگ استان هفتم، صورتی از اماکن متبرکه (مساجد-زیارتگاه ها و تکایا) با شرح وضع و موقعیت آنها به اختصار خواسته شده انتظار دارد با علم و احاطه کاملی که درباره آنها در این شهرستان دارید در تهیه صورت مطلوب هر چه زودتر اقدام فرمایید. کفیل فرهنگ کازرون سعادت» و مرحوم ادیبی جواب این نامه را در تاریخ 10/4/1333 به ادارهی فرهنگ ارسال نموده اند.
زنده یاد ادیبی دارای تألیفاتی نیز بوده اند که متأسفانه تاکنون به زیور طبع آراسته نگردیده، از جمله تألیفات ایشان: مجموعه ای به نام ارمغان ادیبی که شامل اخبار و احادیث و مطایبات و شرح حال بعضی از عرفای سلسلهی کازرونیه است و همچنین رسالهی مدراج الامینیه و دیوان اشعار ایشان است. آرامگاه این شخصیت فرهنگی کازرون در بهشت زهرای این شهر است.
شیخ علی دوانی، نویسندهی کازرونی
سال گذشته در تاریخ نوزدهم دی ماه 1385 مرحوم شیخ علی دوانی، از روحانیون و نویسندگان کازرونی، در سن 87 سالگی در تهران چهره در نقاب کشید. شیخ علی دوانی فرزند اسماعیل در پنجم مهرماه سال 1308 خورشیدی مطابق با 23 ربیع الثانی سال 1348ه.ق در روستای دوان کازرون متولد شد. مرحوم دوانی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در سال 1322 راهی نجف اشرف شد و در مدرسهی شریبانی نام نویسی کرد و در سال 1327 پس از گذراندن مدارج دینی به قم بازگشت. ایشان در کارنامهی فرهنگی خود بیش از 100 عنوان کتاب تاکنون به ثبت رسانده اند که از آن میان می توان به کتاب های معروفی چون: مفاخر اسلام، نهضت روحانیون ایران (12 جلد)، تاریخ اسلام و غیره اشاره کرد. خوانندگان گرامی جهت اطلاعات بیشتر در خصوص زندگی و آثار ایشان می توانند به مطلب منتشر شده باعنوان »عشق به وعظ و نوشتن« در شمارهی 49 هفته نامهی بیشاپور مراجعه نمایند.
آتشکدهی ساسانی
69 سال پیش در تاریخ 19 دی ماه 1317 خورشیدی آتشکدهی جره (چهار طاقی جره) متعلق به عصر ساسانیان به شمارهی 312 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. این آتشکده در فاصلهی 5 کیلومتری شهر بالاده از توابع بخش جره و بالاده کازرون واقع شده است. در برخی آمارها و مقالات تاریخ ثبت این اثر را 21 آبان ماه 1317 ثبت کرده اند.
تظاهرات در کازرون
29 سال پیش در تاریخ 19 دی ماه 1357 خورشیدی در شهر کازرون راهپیمایی و تظاهرات مردمی بر علیه رژیم پهلوی همانند روزهای قبل اما گستردهتر صورت پذیرفت.
تجلیل از مرحوم محمدمهدی مظلوم زاده
پنج سال پیش در تاریخ 18 دیماه 1381 خورشیدی توسط ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی کازرون و با حضور جمعی از اساتید به ویژه استاد جابر عناصری از حیات فرهنگی زندهیاد محمدمهدی مظلومزاده، یکی از نویسندگان و گردآورندگان فرهنگ فولکوریک شهرستان کازرون، تجلیل به عمل آمد.
بازسازی مقبرهی ناصر دیوان
دو سال پیش در تاریخ 17 دی ماه 1384 خورشیدی کلنگ بازسازی مقبرهی ناصر دیوان کازرونی توسط شهرداری کازرون به زمین زده شد. در طی این بازسازی که چند ماه طول کشید، توسط عوامل خدوم شهرداری این مکان به پارکی محله ای تبدیل شد و متأسفانه تاکنون خبری از بازسازی بنای آرامگاه وی نمی باشد.
اوحدی، شاعر کازرونی
در سوم محرم الحرام سال937 ه.ق میرتقی الدین محمدبن سعدالدین محمدالحسینی بلیانی متخلص به اوحدی، از شاعران با ذوق و نویسندگان ماهر دورهی خویش که مدتها در خدمت شاه عباس اول روزگار می گذراند، متولد شد. وی در سال 1005 هجری قمری سفری به هندوستان کرد و در دوران جهانگیر و شاه جهان در آن دیار زندگی می کرد و در سال 1030 هجری در یکی از شهرهای هندوستان درگذشت. تألیفات به شعر و نثر وی عبارتند از: 1- تذکره عرفات العاشقین. 2- لغت نامهی فارسی به نام سرمهی سلیمانی. 3- کعبهی مراد (به شعر). 4- یعقوب و یوسف (به شعر). 5- دیوان اشعار.
ملا محمد ابراهیم علامه زادهی دوانی
در محرم الحرام سال 1384 ه.ق آقا ملا محمد ابراهیم علامه زادهی دوانی، از علمای معاصر، در روستای دوان کازرون به رحمت ایزدی پیوست. آقا ملا محمد ابراهیم علامه زاده فرزند آقا ملا محمدعلی دوانی در روستای دوان به دنیا آمد. وی ابتدا نزد پدر به فراگیری مقدمات علوم دینی مشغول شد و پس از مرگ پدر برای ادامهی تحصیل و فراگیری علوم فقهی به مدت 3 سال به نجف اشرف رفت. ایشان سپس به دوان برگشت و همچون پدرش به رتق وفتق امور شرعیه و دنیویه مردم پرداخت.
مقالات شماره 96 مورخ 10 دی ماه 1386
افتتاح جاده و دیدگاههای مختلف
ـ موسی مطهریزاده
از هنگامی که زمزمههای افتتاح جاده جدید کازرون شنیده شد دیدگاههای مختلفی نیز پیرامون آن آشکار گردید. دیدگاههایی که هر کدام از زاویهای خاص به جاده جدید پرداخته بود. یکی از این دیدگاهها، جاده جدید را هر چند دارای اهمیت و ارزش فراوان میدانست و آن را محصول سالها تلاش و کوشش مردم و مسوولین میپنداشت، با این حال با توجه به اتفاقات افتاده در زمینه اجرای پروژه های راهسازی در استان فارس به ویژه شمال و جنوب کازرون، و نیز این که تاکنون نزدیک به پانزده سال از شروع به کار این جاده میگذرد، اهداف حال حاضر جادهی جدید را به دور از اهداف اولیهی آن قلمداد مینمود.
یکی دیگر ازدیدگاهها، جادهی جدید را از زاویهی »فنی بودن« و نیز »استانداربودن« مورد توجه قرارمیدهد. براساس این دیدگاه، حال که قرار است پس از سالها کوشش و پیگیریهای مستمر این جاده به بهرهبرداری برسد، چه بهتر که در افتتاح آن عجلهای نکنیم.براساس این دیدگاه قبل از افتتاح این جاده باید مواردی که احتمال داده میشود غیراستاندارد وغیرفنی است مشخص و آن را رفع نمود. مطابق این دیدگاه، تعجیل در افتتاح جاده و آن هم هنگامی که قسمتهایی از جاده هنوز احتیاج به بازسازی و تعمیر دارد، ممکن است خطراتی را متوجه شهروندان نموده که قابل جبران نباشد.
در میان این دیدگاهها، دیدگاه سومی نیز وجود دارد. دیدگاهی که مخالف مصادره جاده به نفع گروه و یا اشخاص است. براساس این دیدگاه، در اجرای این پروژه که سالهای قبل به عنوان یکی از مهمترین دغدغههای مردم کازرون به شمار میآمد تمامی مردم کازرون، از کوچک و بزرگ، پیر و جوان، مسوول و غیرمسوول، زن ومرد و ... شرکت چشمگیری داشتهاند. بنابر این دیدگاه، نمیتوان دسترنج پیشینیانی که تلاشهای فراوانی برای اجرا و افتتاح این جاده از خود نشان دادند را به فراموشی سپرد و در حال حاضر با بزرگنمایی، افتتاح این جاده را به نفع گروه، جناح و یا اشخاصی مصادره نمود.
دغدغههای زیست محیطی نیز یکی دیگر از مواردی است که دوستداران طبیعت ومناظر زیبای کازرون را متأثر از افتتاح جاده کرده است. براساس دیدگاه این افراد، چنانچه جادهی جدید افتتاح شود ودر کنار آن ازطبیعت زیبا و دست نخورده مواظبت نکنیم در آیندهای نزدیک محیط طبیعی زیبای آن سامان را از دست خواهیم داد وخساراتی که میتواند حیات وحش ما را نیز به خطر اندازد متوجهی ما خواهد کرد. در میان دیدگاههای ذکر شده، اما دیدگاه دوم که بیشتر نگاهی »فنی« به جاده جدید دارد، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. تأکید آیت ا... ایمانی ـ که خود یکی از بانیان و بدون شک مؤثرترین شخصیت کازرونی در پیگیری، آغاز و ادامهی کار این جاده استـ مبنی بر این که قسمتهایی از جاده جدید برای رفاه حال مردم باید دوبانده شود و همچنین این نکته که مسوولین شهرستان باید در برابر اطمینان و امنیت جاده حساس باشند، نشان از دغدغههای وی از آینده جاده دارد. به نظر می رسد در میان این دیدگاه ها ونیز برای پرهیز از هرگونه حادثه وخسارتی، مسوولین باید دیدگاه دوم را مورد توجه ویژه قرار دهند. اگر این جاده یکی دوماه دیرتر افتتاح شود، چیزی از قدر وقیمت سازندگان، پیگیران وحامیان سازندگان این جاده که همان مردم بودند، کاسته نخواهد شد. ولیکن در مقابل، جاده ای خواهیم داشت مطمئن و دارای بالاترین ضریب امنیتی.
فرمانداری کازرون به سرویس خبری هفتهنامه بیشاپور اعلام نمود
گزارش پیشرفت پروژههای مصوب سفر ریاستجمهوری به کازرون
سرویس خبری: فرمانداری کازرون گزارش پیشرفت فیزیکی پروژههای مصوب سفر ریاستجمهوری به شهرستان کازرون را اعلام نمود. این آمار که مربوط به 27طرح مصوب سفر ریاستجمهوری به کازرون میباشد به نام هر پروژه، محل اجرای آن، دستگاه اجرایی مربوطه و پیشرفت فیزیکی آنها به همراه شرح عملیات هر کدام اشاره میکند.
آمار ارائه شده تا تاریخ هجدهم آذرماه جاری و تقریباً 8ماه پس از سفر ریاست جمهوری به کازرون و به طور تقریبی یک سال و چهارماه مانده به سفر دوم ایشان به استان فارس و احتمالاً شهرستان کازرون میباشد.
سرویس خبری بیشاپور پروژههای مذکور را جهت تسهیل مطالعهی آنها به 13محور عمده شامل امور آب (4پروژه)، جاده (3 پروژه)، صنعتی (3 پروژه)، گردشگری(3 پروژه)، ورزش(3 پروژه)، بهداشت(2 پروژه)، دانشگاهی(2 پروژه)، کشاورزی(1 پروژه)، رفاه اجتماعی(2 پروژه)، صدا و سیما(1 پروژه)، اشتغال(1 پروژه)، گاز(1 پروژه) و برق(1 پروژه) تقسیمبندی نموده که شرح آنها بدین صورت میباشد:
امور آب:
اجرای سد نرگسی کازرون / این سد که بایستی در شیب تنگ ـ بالاده و توسط امور آب استان فارس احداث شود، در حال حاضر در مرحلهی مطالعه قرار دارد. در این خصوص سازمان آب در تاریخ 29 مردادماه سال جاری اعلام نموده که اعتبار سد مذکور در لایحه بودجه سال 87 منظور شده است.
اجرای شبکه فاضلاب کازرون / شبکه فاضلاب شهر کازرون که در حال حاضر اجرای آن به عهده آبفا فارس میباشد به چهار بخش عمده تقسیم بندی و پیشرفت هر کدام بدین شرح میباشد: تسویه خانه (ده درصد)، خط انتقال اصلی (صددرصد)، خطوط جمعآوری اصلی (سیدرصد)، خطوط جمعآوری فرعی (ده درصد)
شبکه آبیاری و زهکشی دشت خشت / در خصوص اجرای این پروژه که بر عهده سازمان آب میباشد تا کنون پیشرفتی حاصل نشده است. سازمان آب با ارسال نامهای در آبانماه سال جاری اعلام نموده که برای اجرای این طرح در سال 86 درخواست اعتبار شده ولی تاکنون بودجهای در اختیار قرار نگرفته است. اجرای آن برای سال آینده نیز جهت طرح در لایجه بودجه سال 87 پیشنهاد گردیده است که در صورت تصویب و دریافت اعتبار اقدام خواهد شد.
اجرای کانال آبیاری بالاده / سازمان آب در بخش دیگری از وظایفی که در سفر ریاستجمهوری به شهرستان کازرون برعهده گرفت و پیرو آن موظف به اجرای کانال آبیاری بالاده شده است موفق به انعقاد قرارداد در این زمینه شده ولی در عین حال اعلام شده که بدلیل مشکلات اجتماعی عملیات اجرایی آن شروع نشده است. گفتنی است در گزارش فرمانداری شهرستان کازرون به مشکلات اجتماعی مذکور اشارهای نشده است.
جاده:
چهارخط نمودن محور شیرازـدشتارژن، قائمیهـکنارتخته، قائمیهـبابامیدان / گزارش ارائه شده از میان پروژههای مذکور که در صورت اجرای آنها، قائمیه را به شاهراهی که تمامی ورودیهای آن چهاربانده هستند تبدیل خواهد ساخت تنها به محور قائمیهـدشتارژن اشاره نموده است. در این خصوص اداره راه و ترابری استان فارس موفق شده از 55کیلومتر مسیر درنظر گرفته شده، 10کیلومتر را راهگشایی و زیرسازی نماید. البته پیشرفت فیزیکی این محور نیز 45% گزارش شده است.
احداث محور کازرونـفراشبند / راه و ترابری فارس در این خصوص نیز پیشرفت پروژه را 20درصد دانسته و آن مقدار هم مربوط به یک لایه روکش آسفالتی است که انجام شده.
احداث محور کنارتختهـخشتـگناوه / این پروژه به دو بخش کنارتختهـخشت و خشتـگناوه تقسیمبندی میشود. اداره راه و ترابری در خصوص محور کنارتختهـخشت موفق به اجرای کامل پروژه (به طول 5کیلومتر) شده و اعلام نموده که محور خشتـگناوه نیز در دست مطالعه میباشد.
صنعتی:
احداث شهرک صنعتی کازرون / گزارش ارائه شده از سوی فرمانداری کازرون در خصوص پیشرفت فیزیکی این پروژه حاکی از آن است که علیرغم پیگیریهای انجام شده متأسفانه هنوز نتیجهای از اجرای پروژه مذکور که احداث آن به عهده شرکت شهرکهای صنعتی قرار دارد حاصل نشده است. بنابراین پیشرفت این پروژه صفر درصد گزارش شده است.
احداث پتروشیمی با مشارکت بخش غیردولتی / وزارت نفت مسئولیت احداث پتروشیمی کازرون را برعهده گرفته و در حال حاضر مشغول مکانیابی این مجتمع میباشد.
ایجاد منطقهی اقتصادیـکشاورزی شهرستان کازرون / با توجه به آخرین اطلاعات موجود ایجاد منطقهی اقتصادیـکشاورزی کازرون توسط دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد در دست مطالعه است. گزارش فرمانداری کازرون به نوع مطالعه و پیشرفتهای احتمالی اشارهای نداشته است.
گردشگری:
احداث منطقهی گردشگری ملی / طبق تصویب هیئت دولت این منطقهی گردشگری بایستی در محل دریاچه پریشان و توسط سازمان میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایجاد شود. فرمانداری کازرون در خصوص پیشرفت این منطقهی گردشگری اعلام نموده که علیرغم مکاتبات و پیگیریهای انجام شده تاکنون عملیات اجرایی آن شروع نشده است.
احداث منطقهی گردشگری محلی / منطقهی گردشگری محلی که طی سفر هیئت دولت برای کازرون تصویب شد بایستی در منطقهی بوشیگان کازرون و توسط سازمان میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ایجاد شود. بنا بر اعلام فرمانداری کازرون این پروژه نیز همچون منطقهی گردشگری ملی با وجود مکاتبات و پیگیریهای انجام شده تاکنون پیشرفتی نداشته است.
احداث اسکله قایقرانی / بنا بر تصویب هیئتدولت در جلسهی استانی که در استان فارس تشکیل شد، احداث اسکلهی قایقرانی در دریاچه پریشان کازرون توسط اداره تربیتبدنی کازرون تصویب شد. فرمانداری کازرون پیشرفت این پروژه را علیرغم پیگیریها و مکاتبات صورت گرفته صفر درصد میداند.
ورزش:
احداث 2واحد سالن ورزشی / دو سالن مصوب که اجرای آنها بر عهده تربیتبدنی کازرون میباشد، با ساخته شدن فنداسیون و شناژ و شروع عملیات نصب اسکلت ساختمان فلزی 25درصد پیشرفت داشته است.
احداث مجتمع ورزشی کارگران / احداث این مجتمع ورزشی بر عهده اداره کار و امور اجتماعی شهرستان کازرون قرار گرفته که زمین مورد نیاز جهت احداث آن مهیا اما هنوز هیچگونه اعتباری در این خصوص اختصاص داده نشده است.
احداث زمینهای فوتبال خاکی در روستاهای بزرگ شهرستان / احداث زمینهای مذکور به عهده تربیتبدنی کازرون بوده ولی تا کنون به دلیل عدم اختصاص هرگونه اعتباری پیشرفتی نداشته است.
بهداشت:
ایجاد مرکز درمانی در شهر قائمیه / تنها پیشرفت گزارش شده در اجرای این مرکز، تأمین زمین آن بوده که با مشارکت مردم صورت گرفته است. از سایر اقداماتی که بایستی توسط شبکه بهداشت جهت احداث این مرکز صورت میگرفته گزارشی اعلام نشده و تنها پیشرفت آن تأمین زمین مرکز میباشد.
احداث سالن تشریح / پزشکی قانونی موظف به احداث این سالن در شهر کازرون میباشد. زمینی نیز جهت احداث آن در نظر گرفته شده که کاربری آن اداری میباشد و در حال حاضر جهت تغییر کاربری این واحد از طریق شهرداری و مسکن و شهرسازی اقداماتی صورت گرفته اما هنوز نتیجهای حاصل نشده است. پیشرفت احداث سالن تشریح نیز صفر درصد گزارش شده است.
دانشگاهی:
احداث واحد دانشگاه پیامنور در شهر خشت / وزارت علوم و فناوری به عنوان دستگاه اجرایی این واحد دانشگاهی تعیین شده است. طبق آخرین اطلاعات هیچگونه پیشرفت فیزیکی در این خصوص گزارش نشده است.
استقلال مرکز آموزش عالی کازرون / این مصوبه با مجوز وزارت علوم و تحقیقات، و با تعیین نام دانشگاه سلمانفارسی برای آن، انجام شده است.
کشاورزی:
تکمیل سیلوی 50هزارتنی گندم / اداره غله استان اعتبار سال جاری این سیلو را 1225 و نیم میلیون ریال اعلام کرده و افزوده است که تا کنون تنها 30درصد این مبلغ به بدنهی اجرایی اختصاص داده شده که کمی اعتبار مذکور باعث کندی عملیات ساخت این سیلو شده است. این در حالی است که پوسته فلزی کندوها پیش از این تهیه و در پای کار ریخته شده بود.
رفاه اجتماعی:
اختصاص اعتبار جهت اراضی مسکن افراد کم درآمد / مسکن و شهرسازی که موظف به اجرای این مصوبه در شهر کازرون شده است اعلام نموده مقدار یک و نیم هکتار زمین در این رابطه اختصاص داده شده و تفاهمنامههای مربوط بین مسکن و شهرسازی و تعاونیهای هدف نیز مبادله شده است. گزارش فرمانداری کازرون پیشرفت این مصوبه را تنها تأمین زمین عنوان مینماید.
احداث 7واحد مسکونی پزشکان شهر کازرون / دستگاه اجرایی این مصوبه، یعنی دانشگاه علومپزشکی اعلام نموده که موافقتنامه مربوطه از طرف وزارتخانه متبوعه در حال انجام است و با تخصیص اعتبار، عملیات اجرایی آنها نیز شروع خواهد شد.
صدا و سیما:
ایستگاه فرستنده تلویزیون مناطق روستایی / محل اجرای این مصوبه روستای سمغان اعلام شده و بنا بر گزارش صدا و سیما با نصب یک دستگاه مبدل 4برنامهای به قدرت تشعشع 10کیلووات پروژه مذکور با پیشرفت 100درصدی به اتمام رسیده است.
اشتغال:
راهاندازی تعداد 75 شرکت تعاونی در گرایشهای مختلف / از 1127 شرکت تعاونی سهم استان فارس تعداد 75 شرکت تعاونی آن سهم کازرون بوده که تاکنون 55شرکت تعاونی در شهرستان کازرون به ثبت رسیده و ثبت 5 شرکت دیگر نیز در دست اقدام میباشد. اداره تعاون شهرستان کازرون مسئول اجرای این مصوبه بوده و پیشرفت آن نیز 80درصد گزارش شده است.
گاز:
گازرسانی تعداد پنج روستا با فاصله کمتر از 15کیلومتر از خط انتقال / اداره گاز شهرستان کازرون روستاهای تعیین شده جهت عملیات گازرسانی عنوان شده در این مصوبه را روستاهای قصرعلی، خرمزار، حسنآباد سفلی، حسنآباد علیا و جره معرفی نموده و اعلام شده که عملیات خط انتقال و شبکه داخلی گازرسانی به هر پنج روستای ذکر شده انجام شده است.
برق:
بررسی اعمال تعرفه برق مناطق گرمسیری / گزارش فرمانداری کازرون در این خصوص دال بر عدم انجام این مصوبه توسط وزارت نیرو است و میافزاید که موضوع توسط استانداری در دست پیگیری میباشد.
و امـا عـنـصـری ...
ـ حسن حاتمی
چندی پیش جرج بوش رییس جمهور ایالت متحده آمریکا، آرتورمیلر نویسنده ی بزرگ آمریکا و پرآوازه در جهان را به نهار در رستوران گرانبهای هتل پلازای نیویورک دعوت می کند اما آرتورمیلر دعوتش را نمی پذیرد و با طنزی خاص او را می گوید: «تو که سگت به همراهت هست.»
*
در اواخر دهه ی چهل – پنجاه فرح پهلوی ملکه ی به اصطلاح روشنفکر ایران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی را به همایشی دعوت می کند که نویسندگان و هنرمندان، طی جوابیه ای دعوت فرح را رد می کنند.
*
در دربار محمود غزنوی(1) بیش از چهارصد شاعر به مدیحه سرایی سلطان یمین الدوله ی غزنوی می زیستند. که از آن میان عناصری چون عنصری(2) شاعر در برابر قصایدی که در وصف و مدح سلطان می گفت، برای هرقصیده چهل کیسه ی زر، چهل کره اسب و تعدادی کنیز می گرفت و به روایت تاریخ ادبیات ایران حتی دیگدان مطبخ خانه ی خود را هم از طلا و نقره زده بود. اما ابوالقاسم فردوسی(3) که نخواست سلطان را مدح بگوید، شاهنامه ی گرانقدر خودرا که سی سال برای سرودن آن رنج کشیده بود و تاریخ و زبان فارسی را با آن جان و زندگی داده بود، با خود به سرگردانی و دربدری کشاند و امروز پس از هزار سال آنچه زنده و ماندگار است فردوسی و شاهنامه ی اوست ولیکن نه از عنصری خبری مانده و نه از آن چهارصد به اصطلاح شاعر مجیزگوی دربار غزنوی.
*
می گویند روزی ناصر خسرو(4) که تمام قصاید مداحی خود را پاره کرده و سوزانده و متواری شده بود، بر دکان پینه دوزی، کفش پاره ی خود را برای تعمیر به پینه دوز داده بود که ناگهان غوغایی در میانِ میدانِ بازارِ یمگان به پا می شود. پینه دوزِ کنجکاو برای آنکه بداند چه خبر شده به محل غوغا می رود و پس از دقایقی درحالی بازگشت که تکه گوشتی بر سر درفش پینه دوزی خود به همراه آورده بود. ناصرخسرو پینه دوز را می پرسد تا چه خبر بوده؟ و پینه دور در حالی که قیافه ی فاتحانه ای را به خود می گیرد، پاسخ می دهد: «مردم یکی از هواداران ناصرخسرو را تکه پاره می کردند و من قطعه گوشتی از او را برای تیمن و تبرک با خود آورده ام.» ناصرخسرو از شنیدن این خبر، کفش پاره ی خود را برمی گیرد و به سرعت از آن محل بدور می شود.
*
می گویند شاعر مدیحه سرایی، تا بدانجایی پیش می رود که در مدیحه ی خود نه کرسی فلک را به زیر کرسی قلتشنی به نام طغرل سجلوقی (5) می گذارد و نیز شاعر زبون دیگری هنگامی که به دربار می رود تا قصیده ی خود را تقدیم سلطان کند، چون می شنود که امیر به شکارگاه رفته، این بیت را می سراید و تقدیم می کند و باز می گردد: «سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی/ توکه سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی؟!».
*
سنائی (6) شاعر که وزیر اعظم دربار بود، صبحگاهی با خدمه ی خود قصد ورود به حمام را داشت. اما مرد لایخواری پیش از او قصد ورود به گرمابه می کند. گویا سنائی دست به سینه ی او می گذارد و در نهی او می گوید: «تو مرد مستی!». که بلافاصله مردلایخوار خطاب به سنائی می گوید: تو سگ پستی!».
و در واقع با این خطاب، سنائی متنبه می شود و از همان جا به خانه باز می گردد و تا پایان عمر دست از مدیحه سرایی و دربارنشینی برمی دارد و در عزلت خود، «حدیقه» را می سرایدکه تا ابد ماندگار و چون گوهری بر تارک تاریخ ادبیات پارسی خواهد درخشید.
*
پیشتر شاعران و کاتبان در حاشیه ی کاخ و قصر امرا و حاکمان می پلکیدند تا مگر با تقدیم قصیده ای، لقمه نانی و پاره استخوانی به کف آرند و به ذلت بخورند. اما امروز شاعر و نویسنده در جغرافیای زیست خود برای گذران زندگی، سرگرم کار و تلاش است و مسلم اینکه نه تنها نان و مرحمت سلاطین را به پشیزی نمی گیرند بلکه از حاصل رنج و زحمتِ خود تأمین معیشت می کنند و جل پاره ی خود را به خلعت امیران نمی دهد.
*
و اما در همین نزدیکی ها، عارف قزوینی (7) چه گفت و چه نگفت که دهانش را دوختند.
*
ولیکن نعت در مناقب رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) تنها مدایح جایز و روا و مقبول است.
پانوشت
1- از پادشاهان سلسله غزنویان
2- ابوالقاسم حسن بن احمد بلخی (ف. 431ه.ق) از آثار او «شادبهروعین الحیاه» و «وامق وعذار» و «خنگ بت و سرخ بت»
3- شاعر حماسه سرای بزرگ ایرانی (تولد329 یا 330 ه.ق- مرگ 411 یا 416ه.ق)
4- حکیم ابومعین ناصربن خسرو قبادیانی بلخی (394-481ه.ق)
5- ملقب به رکن الدین از امرای سجلوقی (385- 455 ه.ق)
6- ابوالمجد مجدود بن آدم شاعر و عارف معروف قرن ششم (اوایل نیمه دوم قرن پنجم – بین 525 تا 545 ه.ق)
7- شاعر و تصنیف ساز مشهور (و . قزوین 1300ه.ق. – ف همدان 1352 ه.ق)
گردشگری؛ داشتهها و نداشتهها
آرش نورآقایی
اشاره: اهمیت گردشگری به لحاظ ایجاد توسعهی اقتصادی و فرهنگی به خصوص در مناطقی مانند کازرون که سرشار از جاذبههای تاریخی و طبیعی برای گردشگران میباشد نکتهای است که گرچه نگاه جدی به آن تنها چند سالی است متولد شده، اما لزوم وجود آن و پرداخت علمی به این مقوله مبحثی بوده که سالیان سال دست به گریبان جامعهی تاریخی و طبیعی ایران بوده است. آنچه در ادامه میآید برداشتی است از مقاله «بررسي انسان شناختي كاروانسراهاي عصر صفوي»، نوشته جلال الدين رفيعفر و احسان لرافشار با تکیه بر داشتهها و نداشتههای گردشگری ایران که میتواند در نگاهی منطقهای در مورد کازرون نیز تعمیم یابد.
با نگاهي به گذشته ايران وجود بسترهاي مناسب براي گردشگري را در اين سرزمين حس ميكنيم، اما وقتي به حال قدم ميگذاريم گويي گردشگري ما در تاريخ جامانده باشد.
«در تمام جهان كشوري مانند ايران براي سياحت و جهانگردي وجود ندارد، خواه از لحاظ قلت خطرات و يا امنيت طرق كه مواظبت دقيقي در اين مورد به عمل ميآيد و خواه از نظر كمي مخارج كه معلول كثرت تعداد عمارت عمومي مخصوص مسافران در سرتاسر امپراطوري، در بلاد و بيابان است.»
گفته بالا به نقل از شاردن در سفرنامه 10 جلدياش است. قبل از پرداختن به بقيه موارد مربوط به گردشگري، بد نيست كه همين چند سطر از نوشتههاي اين سياح عصر صفوي را مورد بررسي قرار دهيم.
داشتهها: شاردن بر خلاف هموطناني كه امروزه ايران را از لحاظ طبيعتگردي و فرهنگي جزو مقاصد برتر گردشگري دنيا معرفي ميكنند ـ كه البته هيچ مدرك قابل قبول در سطح بينالمللي، دال بر آن وجود ندارد و بيشتر از حس ناسيوناليسم رمانتيك برميخيزد و شايد هيچ كمكي هم به رونق گردشگري در كشورمان نكند ـ به مواردي اشاره ميكند كه امروزه همچنان در صنعت گردشگري مورد توجه هستند. قلت خطرات، امنيت طرق و كمي مخارج كه شاردن از آنها سخن به ميان ميآورد، از مواردي به شمار ميآيند كه هنوز هم در ايران وجود دارند.
هر گردشگري كه تصميم ميگيرد به يك كشور ديگر سفر كند، قبل از هر چيز به امنيت آن مقصد ميانديشد. بعد از آن، تواماً به هزينه سفر و همچنين جاذبههايي كه وي به آنها علاقه دارد فكر ميكند و نهايتا تصميم خود را براي سفر عملي ميسازد.
با توجه به اين روند تصميم گيري، ميتوانيم بگوييم كه ايران از كشورهايي است كه امنيت دارد ولي اين امنيت به اطلاع كساني كه در خارج از اين كشور زندگي ميكنند، نميرسد و نتيجه آن ميشود كه اكنون هست. در واقع در ايران امنيت هست ولي احساس امنيت نيست. از طرف ديگر، ايران همچنان كه از جاذبههاي طبيعتگردي و فرهنگي قابل توجه براي انواع سليقهها برخوردار است، كشوري ارزان نيز هست. هزينه غذا، كرايه تاكسي، بليط هواپيما و نرخ هتلها و بقيه موارد در ايران به گونهاي است كه ميتواند گردشگران را به سفر تشويق كند.
به نظر ميرسد كه ايران خاستگاه راههاي مناسب و همچنين كاروانسراهاست. وسعت سرزمين ايران و دوري شهرها از هم، از ديرباز مردمان اين سرزمين را ناچار ميكرده كه راههاي امن و مناسبي داشته باشند و منزل به منزل هم آسايشگاه بسازند.
نخستين راه مناسب و طولاني دوران باستان به طول 2500 كيلومتر و همچنين تاسيس چاپارخانهها براي اولين بار در جهان، توسط ايرانيان و در زمان حكومت هخامنشيان ساخته شده است. كاروانسراهاي ساخته شده در زمان سلجوقيان و صفويان از لحاظ امنيت، آسايش و زيبايي در ساخت، قابل تامل و همراه با افتخار براي ما هستند. جادههاي سنگفرش ساخته شده در زمان صفويان از اولين جادههايي در دنيا محسوب ميشوند كه زيرساخت برايشان انجام شده است.
هرودوت، آسايشگاهها و مهمانخانههاي ميان راه در زمان هخامنشيان را «ستاتمس» ناميده و احتمال اينكه ريشه اين واژه، «استادن» در فارسي باستان باشد، زياد است و شايد واژههاي Stay و Station نيز از آن ناشي شده باشند.
با توجه به موضوعات مطرح شده، متوجه ميشويم كه ايران از لحاظ زيرساختهاي سخت افزاري گردشگري از ديرباز، پيشرو بوده است. شايد هم به خاطر وجود همين كاروانسراها و راههاي مناسب و رفتار به دور از خشونت و همراه با لطف ايرانيان بوده، كه به مهماننوازي شهره بودهاند. يا حداقلش اين است كه هر ايراني به مهماننواز بودنش افتخار ميكند.
مهمان نوازي به زعم ايراني يعني، خوشامدگويي و احترام به مهمان و همچنين در طبق اخلاص نهادن هر آنچه دارد براي آسايش او بدون هيچگونه توقع مادي. واژه مهمان به معناي بزرگ و عزيزخانه است. در هر خانه ايراني، مكاني براي مهمانان تهيه و تدارك ديده شده است. بهترين وسايل و تزيينات در اتاق مهمان قرار داده ميشوند. و با او بهترين رفتار همراه با ادب و متانت انجام ميگيرد.
نداشتهها: مهمان نوازي در صنعت گردشگري، مفهومي يكسان با آنچه يك ايراني ميپندارد، ولي روش متفاوتي دارد. در واقع خوشامدگويي و احترام به مهمان و فراهم كردن آسايش او بدون توقع مادي نيست. اما نكته عجيب اين است كه هنگامي كه ايراني قرار است بدون توقع مادي از مهمانش پذيرايي كند، آن را به نحو احسن انجام ميدهد. ولي وقتي بنا بر اين است براي سرويسي كه به اين مهمان ارائه ميدهد اجرت دريافت كند، در كارش لنگ ميزند.
كمتر ميبينيم كه ايراني هموطن ما در هنگام درخواست غذا از رستوران يا در بخش پذيرش هتل، بهامان لبخند بزند و رفتار بهتري از آنچه هماكنون شاهدش هستيم، داشته باشد.
شايد هنگامي كه يك ايراني از مهمان خود پذيرايي ميكند، آن را يك لطف در حق ديگري تلقي ميكند، ولي هنگامي كه به يك گردشگر، در مقام شغلي سرويسي عرضه مينمايد، مقام خود را تنزل يافته احساس ميكند (اگر چه اين احساسها درحال تغيير يافتن هستند).
برخي از كارشناسان عقيده دارند كه ايرانيها در شغلهاي خدماتي (پيشخدمتي رستوران، باربري هتل، نظافت دستشويي و...)خوب نيستند و به عقيده همين كارشناسان، درون هر ايراني يك شاهزاده زندگي ميكند كه او را از انجام چنين اعمالي به مثابه يك شغل دور نگه ميدارد.
حتما يادتان هست كه تا همين چند سال پيش، تحصيل كردن در رشتههايي همچون هتلداري، در اذهان مردم خيلي جالب نبود. يا هر وقت كسي از آشنايانمان خارج از كشور را براي زندگي انتخاب ميكرد، او را به خاطر كاركردن در قسمت ظرفشويي رستوران در فلان كشور، حقير ميشمرديم.
به همين خاطر ما خيلي دير به اين انديشه رسيديم كه براي سرويس دادن و خدمات رساندن به گردشگران، بايد آموزش ديده باشيم. چند سالي است كه گردشگري در كشور مورد توجه قرار گرفته ولي هنوز سيستم مدوني براي آموزش رانندگان، هتلداران و رستورانداران، آنطور كه بايد باشد، وجود ندارد.
هميشه در اين انديشه بودهايم كه ايران از لحاظ گردشگري، ظرفيتهاي زيادي از لحاظ تنوع اقليمي و تعداد سايتهاي فرهنگي دارد، و نتيجه گرفتيم كه پس هر گردشگري آرزوي ديدن ايران را دارد و ما كار زيادي نبايد انجام دهيم. اما نميدانستيم كه گاهي استراحت در يك هتل خوب با رفتار مهربان كاركنان آن و يا خوردن يك غذاي سالم در يك رستوران تميز، گردشگران را براي آمدن به ايران و لذت بردن از اقامتشان تشويق ميكند.
هرگز به اين نينديشيديم كه در كنار سايتهاي تاريخي بايد محلي براي دمي استراحت و آرامش هم وجود داشته باشد. گنبد سلطانيه در زنجان بعد از گنبد مسجد اياصوفيه در استانبول و سانتاماريا دلفيوره در ايتاليا، سومين گنبد بزرگ دنيا را داراست. اما واقعا امكانات گردشگري آن دو سايت را با گنبد سلطانيه ميتوانيم مقايسه كنيم؟
اگر يك روز جمعه پاييزي براي ديدن غار رييس نياسر كاشان و يا مسجد تاريخانه دامغان برويد، اصلا كسي نيست تا در را برايتان باز كند، چه برسد به اين كه چاي بنوشيد و كمي در آن فضا استراحت كنيد.
امروزه گردشگران تنها براي ديدن سايتهاي تاريخي و دانستن تاريخ يك كشور، مقصدشان را انتخاب نميكنند. گردشگراني كه وارد كشورهاي مختلف ميشوند به دانستن اوضاع روز جامعه و فعاليتهاي روزگار اكنون مردم علاقه وافري دارند. اما ما هميشه تنها در انديشه معرفي تاريخمان بودهايم. راهنماي تور در ايران شايد بتواند ساعتها از كتيبه بيستون براي گردشگر صحبت كند ولي هرگز اطلاعاتي در مورد كارخانه قند بيستون ندارد. چيزي كه گردشگران ميخواهند بدانند و در نمييابند.
اگر صنعت گردشگري در دنيا هر روز بهروز ميشود. اما در ايران در هزارهها و سدههاي گذشته باقي مانده است. چه از لحاظ سختافزاري و چه از لحاظ نرمافزاري.
.........
این نوشتار از جنبهای دیگر مربوط به مشکلات گردشگران داخلی نیز میباشد. به عنوان مثال اگر گردشگری وارد منطقهی تاریخی کازرون که دارای جاذبههای فراوان تاریخی (از غارهای پیش از تاریخ گرفته تا بقایای بناهای ساسانی و اسلامی و حتی بافت قدیمی شهر و بازار آن) شود، کدام راهنمای جامعی برای او وجود دارد که بتواند مکانهای مورد علاقه خود را به خوبی شناسایی و مورد بازدید قرار دهد؟ تنها کافیست تصور کنید که یک گردشگر برای رسیدن به بزرگترین کتیبهی خط پهلوی دنیا که در روستای سرمشهد کازرون واقع شده است، از چند نفر باید سوال کند تا بتواند به درستی حداقل راه روستای سرمشهد را بیابد، چه برسد به استفاده از امکانات گردشگری؟
بارها و بارها از وجود جاذبههای متعدد در خود شهر سخن به میان آمده ولی آیا تا کنون راهی مناسب برای دسترسی مناسب گردشگران به بقعههای شیخابواسحق، شیخامینالدین و... ایجاد شده است.
شاید تنها مکانی که بتواند اندکی به گردشگران در این زمینه کمک کند، اطاقک راهنمایی باشد که در ابتدای شهر تاریخی بیشاپور بنا شده است، که به دلیل دوری از شهر نیز چندان مفید فایده واقع نمیشود. گرچه راهنماییهای خوبی را در زمینهی شهر تاریخی بیشاپور ارائه میدهد.
به راستی اگر ما به فرهنگی و تاریخی بودن کازرون اعتقاد داریم، تا چه میزان اقدامات عملی برای این اعتقادمان انجام دادهایم و تا چه حد توانستهایم بسترهای مناسبی را جهت حضور گردشگران داخلی و خارجی در شهرستان فراهم آوریم؟
تقویم تاریخ کازرون
ـ سیدروحاله لقمانی
اسناد افتخار ایرانیان
76 سال پیش در تاریخ پانزدهم دی ماه 1310 خورشیدی شش نقش برجسته تنگ شکون کازرون متعلق به دوران ساسانی به شمارهی 158 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.این شش نقش برجسته مهم که از دوران پرعظمت ساسانی نگارگری شده است، درون تنگ شکون واقع در بخش مرکزی کازرون قرار دارد،که متأسفانه در اثر عوامل طبیعی و انسانی آسیب فراوان دیده اند.هنگامی که به تنگ وارد می شویم،در سمت چپ(جهت غربی تنگ)چهار نقش برجسته به این شرح دیده می شود:1- مجلس یادبود مجد و عظمت و صحنهی پیروزی شاپور بر اعراب.2- نقش بهرام دوم،سوار بر اسب که سرنیزه در دست چپ دارد و با دست راست قبضهی شمشیر را گرفته و جلو او نماینده های رومی صف کشیده اند.3- نقش بهرام اول در حال تاج ستانی.4- نقش پیروزی بهرام دوم(شاپور دوم) و در سمت راست تنگ (جهت شرقی تنگ)دو نقش برجسته دیگر به این شرح قرار دارد:1-نقش تاج ستانی شاپور اول و 2- نقش پیروزی و فتوحات شاپور اول بر امپراتوران روم.
تندیس شاپور اول، پادشاه ساسانی
76 سال پیش در تاریخ پانزدهم دی ماه 1310 خورشیدی خورشیدی تندیس شاپور اول متعلق به دورهی ساسانی در فهرست آثار ملی ایران به شمارهی 159 ثبت شد.در ادامهی جاده ای که به داخل تنگ شکون وارد می شود و پس از طی نمودن نزدیک به 6 کیلومتر در سمت چپ رودخانه(دیوارهی غربی تنگ)غار بزرگی وجود دارد که تندیسی از شاپور اول، پادشاه مقتدر ساسانی به طول 7 متر در دهانه آن قرار دارد.در این تندیس،شاه با جامه ای ساده،ظریف و لطیف با کمربندی که به دور کمر بسته و شمشیری حمایل کرده،نشان داده شده است.دست راست تندیس بر کمر و دست چپ بر قبضه شمشیر است.ریش شاه آرایش شده و از حلقه ای گذشته است.موهای وی بلند و تاج کنگره داری بر سر دارد.گردنبندی با مهره های درشت به دور گردن شاپور دیده می شود.متأسفانه دو دست و دو پای تندیس شکسته و صورت و تاج مجسمه نیز آسیب دیده است.اما آن چه که از مجسمهی شاپور باقی مانده نشانهی عظمت و اوج هنر پیکرهتراشی و نگاره گری دوران ساسانی است و در حقیقت نشانه و نماد شهر بیشاپور به شمار می رود.تنگ شکون یا تنگ چوگان در 23 کیلومتری جادهی کازرون به چنارشاهیجان در بخش مرکزی کازرون قرار دارد.
شبکهی برق روستای دوان
30 سال پیش در تاریخ پانزدهم دی ماه سال 1356 خورشیدی شبکهی برق روستای دوان کازرون توسط ادارهی برق شهرستان و با واریز کمک های نقدی و همیاری اهالی روستا راه اندازی شد. در آن زمان با ورود برق به روستای دوان این روستا جلوه ای دیگر یافت و توسعه ای همه جانبه پیدا کرد.
درگذشت ابوالسعود کازرونی
در ذیحجهی سال 1058 ه.ق ابوالسعود بن اشرف الدین یحیی بن احمد، معروف به ابوالسعودکازرونی، از علمای قرن دهم و یازدهم هجری وفات یافت. ابوالسعود کازرونی در سال 980 هجری در مدینهی طیبه دیده به جهان گشود و در همان مکان به فراگیری علوم دینی و قرآنی پرداخت. آرامگاه ایشان در بقیع است.
اصلاح، روزنامه نگار و مبارز کازرونی
84 سال پیش در تاریخ 20 ذیحجهی سال 1329 قمری برابر با 1303 خورشیدی روزنامهی اصلاح توسط میرزا محمدرضا اصلاح دریسی، یکی از روزنامه نگاران کازرونی در دورهی نخستین روزنامه نویسی ایران، در تهران شروع به انتشار کرد.
مندرجات این روزنامه که به ضمیمهی روزنامه حیات منتشر می شد، عبارت بوده از :سرمقاله، اخبار، خلاصه ای از جراید مرکز و حوادث جهان و سایر خصوصیات آن بدین قرار بوده: صاحب امتیاز و مدیر مسوول: میرزا محمدرضا اصلاح دریسی معروف به بوشهری(ایشان از آزادی خواهان مشهور بوده اند که به سبب چند سال اقامت در بوشهر و مبارزه با استعمارطلبان و خائنان به «بوشهری» شهرت یافته بود)، محل اداره: تهران خیابان چراغ برق، روزنامهی اصلاح با قطع بزرگ و با چاپ سربی در مطبعهی برادران باقرزاده به چاپ میرسیده است.
مرحوم میرزا محمدرضا اصلاح دریسی که گویا در سالهای آخر عمر در خوزستان( گویا خرمشهر)اقامت داشته، روزنامه اصلاح را ابتدا در بمبئی هند و سپس درتهران منتشر می کرده است.
سال تأسیس روزنامهی اصلاح محرم 1327 ه.ق بوده و شرح زیر در روزنامهی چهره نما شمارهی سه سال ششم به تاریخ اول صفر 1327 دربارهی تأسیس و انتشار آن آمده است که تا حدودی هدف انتشار و روش این روزنامه را به دست می دهد: «برای تأسیس این جریده، جهاتی داریم که شاید تدریجاً در طی مقالات به اظهارش بپردازیم و حالا با وصف ضیق وقت، همین قدر به ملاحضه کنندگان اعلام می داریم که ابداً قصدی جز خدمت به وطن و نوع خود نداریم و از این رو بالمره با هیچ کس طرف نبوده و نیستم و فقط هم خود را بر اجرای آن خدمت مصروف کرده و می کنیم و با همین خرابی اسباب و حقارت آلات که دلالت کامل بر بضاعت مزجات ما دارد، اقدام نموده ایم. امیدواریم مشترکین عظام و هم وطنان گرامی، همین قدر بر ما منت نهاده عرایض ما را به گوش دارند و بلکه از توجهات الهی، این سحاب مظلم از افق وطن مرتفع گردد. و من الله توفیق». بنا به گفتهی خانوادهی ایشان، وی متولد سال 1352 خورشیدی بوده است.
محمدحسنخان بهبهانی و خدمات وی
48 سال پیش در تاریخ شانزدهم دی ماه 1338 خورشیدی شادروان حاج محمدحسن خان بهبهانی یکی از خیرین استان فارس و بنیانگذار دبیرستان دخترانه بهبهانی کازرون و همچنین بنیانگذار اولین بیمارستان بیست تخته خوابی کازرون در سن 69 سالگی در شهر شیراز دیده از جهان فروبست.زنده یاد حاج محمدحسن خان بهبهانی فرزند مرحوم حاج محمدباقر در سال 1270 خورشیدی در بوشهر متولد شد. وی هم مانند پدر و دیگر اعضای خاندانش به حرفهی تجارت روی آورد و در اندک زمانی توانست یکی از عمده تاجران مطرح بوشهر و شیراز گردد و نیز پس از چندی رئیس اتاق بازرگانی شیراز شود.
مرحوم بهبهانی یکی از افراد خیری بوده اند،که آثار و خدمات ارزنده ای از خویش برجای گذاشته است.از جمله خدمات وی:بنیانگذار مدرسهی دخترانه بهبهانی کازرون-ساخت بیمارستان بیست تختخوابی کازرون(اولین بیمارستان کازرون) و پرداخت هزینهی پزشکان و بیماران از درآمد موقوفات بیمارستان-بنیانگذار کارخانهی نساجی شیراز-واقف 26 قطعه زمین،باغ،مغازه و قریه در بخش خشت کازرون، از جمله شش دانگ روستای ایجانی-بنیانگذار کارخانهی سیمان فارس در شیراز-برگزاری مجالس سوگواری سیدالشهدا در شیراز و بوشهر و کمک های مالی گسترده به مستمندان.لازم به ذکر است که تغییر اساسی مسجد جامع نو در شیراز از خدمات حاج محمدباقر بهبهانی پدر حاجی محمدحسن است.
اکنون با توجه به سالروز درگذشت بنیانگذار مدرسهی بهبهانی شرحی از تاریخچهی این دبیرستان را از نظر میگذرانیم:
دبیرستان دخترانهی بهبهانی: در سال 1326 خورشیدی بنا به تقاضای عمومی و فعالیت آقای سیدحسین مجتهد زاده رئیس ادارهی فرهنگ وقت کازرون،آقای حاج محمدحسن خان بهبهانی که از مردان خیر و فرهنگ دوست فارس بوده اند،ساخت یک باب مدرسه را عهده دار می شوند.
اولین کلنگ ساخت مدرسه دراوایل شهریورماه همان سال به دست آقای مزینی رئیس فرهنگ فارس و با حضور عده ای از معاریف کازرون در زمینی که توسط آقای حسنعلی خان امیرعضدی و ورثهی مرحوم ناصردیوان کازرونی به مساحت 3862 متر مربع به ادارهی فرهنگ کازرون اهدا شده بود، به زمین زده می شود.
ساختمان این مدرسه که نقشه آن توسط ادارهی فرهنگ در اختیار پیمانکار گزارده شده بود در اوایل سال تحصیلی 1328 خورشیدی به اتمام می رسد و بنای آموزشگاه بهبهانی که در آن زمان از زیبایی و جلوه خاصی برخوردار بوده،نخست به یک دبستان دخترانه شش کلاسه تبدیل می گردد و پس از چندی با افزودن چند کلاس و موافقت رئیس فرهنگ به دبیرستان دخترانه تغییر می یابد.
آموزشگاه دخترانه بهبهانی در آن زمان دارای اطاقها و وسایل طباخی،خانه داری،کارگاه خیاطی،لابراتوار(آزمایشگاه) شیمی،شورای دانش آموزان،انجمن های:سخنرانی،ادب،روزنامه،کتابخانه،ورزشی و هنر و غیره بوده است. در حال حاضر ساختمان این دبیرستان جهت نوسازی تخریب شده است.
یاد یاران
در تاریخ های 13/10/1360 شهید محمدعلی غلامی- 15/10/1359 شهید قنبر پویان و 16/10/1364 شهید رحیم صحرایی در رویارویی با دشمن متجاوز به شهادت رسیدند. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
مقالات شماره 95 مورخ 3 دی ماه 1386
مهار گرانیها، آیا میسر است؟!
ـ موسی مطهریزاده
در چند هفتهی گذشته وضعیت قیمت اجناس نسبت به ماههای گذشته و یا حتی به ماههای سال گذشته در همین تاریخ سیر صعودی پیدا کرده تا آن جا که در همین هفته برخی ا زمردم با تماس با دفترهفتهنامه نسبت به گران شدن برخی از اجناس به ویژه در کازرون اظهار گلایه نمودند.
به گفتهی یکی از مهندسین، قیمت مسکن نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است تا آن جا که وی نسبت به آن چه »خانهدار شدن افراد فقیر« مینامد، اظهار ناامیدی می کند. فروشندهای نیز در یک سوپرمارکتی از افزایش قیمت خوراکیها به ویژه مرغ و تخم مرغ اظهار نارضایتی کرد و گفت: این افزایش قیمت به وضعیت معیشتی مردم آسیب جدی میرساند.
یکی از همکاران نیز از وضعیت نامناسب توزیع سیمان گلایهمند بود. او نه تنها از قیمت سیمان گلایه داشت بلکه از توزیع آن نیز شکوه می نمود. شخصی دیگر از بالا رفتن قیمت گوشت ناراحت بود و اظهار امیدواری می کرد در آینده قیمت گوشت کاهش یابد. و ........
شکی نیست که افزایش قیمت کالاها، اجناس و مواد خوراکی بیش از هر کس به قشر آسیبپذیر و کم درآمد جامعه صدمه وارد میسازد. قشری که اکثر آنها نیز می توان در ردهی کارمندان دولت قرار داد.
هرچند که در سالهای گذشته جامعه اقتصادی ما با افزایش تورم مواجه بود، اما چنین مینماید که این افزایش در سال جاری و به ویژه چند ماههی گذشته به طور ناگهانی سیر صعودی پیدا کرده است تا آن جا که محتوای سبد اقتصادی خانوارها را مورد تهدید قرار داده است.
آنچه مهم است این که دولتمردان به ویژه نمایندگان مجلس در این سه ماهه باقیمانده از عمر مجلس تدابیری اتخاذ نمایند تا با طرح و تصویب قوانین فوری، تاحدودی بار مشکلات اقتصادی ایجاد شده برروی اقشار مختلف اجتماعی به ویژه قشر آسیبپذیر را کاهش دهند.
اگر این امر اتفاق نیافتد قطعاً نه تنها بار مشکلات اقتصادی بر دوش مردم دو چندان خواهد شد بلکه این اتفاق با فضای شعارهای تبلیغاتی مسوولین ونمایندگان مجلس که همانا کاهش مشکلات معیشتی مردم بود کاملاً در تضاد خواهد بود.
گفتگو با حاج علیاکبر سیاوش مجروح عملیات کربلای 4
آن شب بچههای کازرونی عاشق بودند، عاشقِ عاشق
به بهانه سالگرد عملیات کربلای 4
اشاره: وقتی وارد مغازهاش شدم هنوز نیز بوی جبهه میداد و راه رفتنش حکایت از یادگار آن سالهای ایثار و شهادت داشت. حاج علیاکبر سیاوش حدود دو سال در جبهههای جنگ به سر برده است. او با اکثر بچههای رزمنده کازرون آشنا بود و عدهی بیشماری نیز در کنارش به خدا پیوستند. سیاوش در عملیات کربلای 4 مجروح شد، اما هنوز یکی دو هفته نگذشته بود که با پای مجروحش، باز جبهه را رها نکرد و در عملیات کربلای پنج نیز شرکت نمود. سیاوش هماکنون در خیابان محمدی دارای مغازهای است و با کولهباری از خاطرات آن روزها زندگی را سپری میکند. میگوید: »بدون خاطرات آن روزها زندگی برایم معنایی ندارد. «به بهانه سالگرد عملیات کربلای 4 و به احترام شهدای این عملیات به دیدارش شتافتیم و با او به گفتگو نشستیم.
= از شب عملیات برایمان بگویید.
¡ ما در عملیات کربلای 4، در گردان فجر بودیم. درست یادم نیست ولی حدود یکی دو روز قبل از عملیات ما را سوار بر اتوبوس کردند و در حالی که پردهها را کاملاً کشیده بودیم از پادگان امام خمینی اهواز به سمت خرمشهر حرکت کردیم. در آنجا در دو سولهی بزرگ و در کنار خانههای سازمانی، کل گردان را مستقر کردند و یکی دو روز آنجا بودیم. در آن جا به ما گفتند کمتر از سوله بیرون بیایید و حتی بالای سوله نروید تا دشمن متوجه حضور نیروها نشود. شب چهارم بود که با پای پیاده و تجهیزات کامل از نخلستان به طرف خط رفتیم و آنجا بود که آماده عملیات شدیم.
= چند نفر از بچههای کازرونی در گردان فجر بودند؟
¡ در گردان فجر اغلب بچهها یا از کازرون بودند و یا از فسا. ولی اکثر بچههای کازرون در این گردان بسر میبردند.
= عملیات چگونه آغاز شد؟ آیا دشمن در آن شب همانند عملیاتهای دیگر آتشهای سنگین خود را بر روی بچهها ریخت؟
¡ یکی از مسایلی که در آنجا متوجه شدیم این بود که بر خلاف دیگر عملیاتها، آن شب عراقیها اصلاً آتش تهیه بر روی مواضع ما نریختند. اصلاً منطقه در سکوت به سر میبرد. خط هم خیلی آرام بود. آن شب، شب عجیبی بود. نه سر و صدا بود و نه تیربارها به خوبی کار میکردند.
=گردان چگونه وارد عملیات شد؟
¡ ابتدا گروهان 1 وارد عملیات شد. قبل از این که این گروهان وارد عملیات شود، چند تا از غواصها به خصوص شهید فاضل نظری را دیدم که برگشتند. غواصها قبل از گروهان 1 به طرف دشمن رفته بودند تا تیربارهای عراقی را از کار بیندازند. اما ما تعجب میکردیم که آنها چرا این قدر زود به عقب برگشتهاند.
= پس ابتدا گروهان یک عملیات را شروع کرد؟
¡ بله. در این گروهان اغلب بچهها، کازرونی بودند. فرماندهی آن هم شهید وحید جهانیآزاد بود. آنها سوار بر قایق شدند و حرکت را در اروندرود شروع کردند. پس از آن نوبت به ما رسید. گروهان ما هم گروهان دوم بود. پس از ما هم گروهان سوم بود که فرماندهی آن را شهید صمد فخار به عهده داشت. وقتی بچههای گروهان یک شروع به حرکت کردند، آنگاه بود که ناگهان سر و صدای تیربارهای عراقی شروع شد. آن موقع بود که دشمن از هر وسیلهای برای زمینگیر کردن بچهها استفاده نمود. تیربارهای دولول و چهارلول آنها کاملاً بر روی اروند قرار گرفته بود و بچههای ما را مورد هدف قرار میدادند. آتش آن قدر سنگین بود که 4 الی 5 متری خود را دیگر نمیدیدیم.
= شما به محض رفتن گروهان یک حرکت کردید؟
¡ بله. ما سوار قایقها شدیم. من و شهیدان مهدی نجیبی، امیر نصیری، کرامت پژوه و ناصر رزمی و یک سکاندار در یک قایق قرار گرفتیم. حرکت کردیم. آن قدر تیربارهای عراقی کار میکرد که ما مجبور شدیم سرمان را درون قایق بیاوریم. در همین حین که به خاکریز عراقیها نزدیک شدیم، شهید ناصر رزمی مورد اصابت یک تیر کالیبر قرار گرفت.
= شهید رزمی همان دم به شهادت رسید؟
¡ خیر. او از ناحیه پا مجروح شده بود. هرچه به او گفتیم که تو را به عقب ببریم، قبول نکرد. او با کرامت پژوه دوست بسیار صمیمی بودند. محال بود همدیگر را ترک کنند. با او پیاده شدیم و قایق پس از رها کردن ما به عقب برگشت. ما درون نیزارها قرار گرفتیم. خاکریز عراقیها و تیربارهای آنها حدود 20، 30 متر با ما فاصله داشت. موانع را کنار زدیم و خودمان را به نزدیکترین سنگرهای عراقی کشاندیم. درون شل و آب و نیزار قرار گرفته بودیم. اما نکتهای تعجب ما را برانگیخت. از نیروهای خودی خبری نبود. فکر کردیم که سکاندار ما را به جایی دیگر برده است. هرچه فکر کردیم، فکرمان به جایی نرسید. ما 5 نفر بودیم. تنهای تنها. آن هم در دید دشمن.
= عراقیها شما را دیده بودند؟
¡ بله. حتی یکی از تیربارچیهای عراقی مستقیماً به روی ما آتش میگشود. آتش سنگینی بر روی ما قرار گرفت. نمیتوانستیم هیچ حرکتی انجام دهیم. تیرها در کنار ما میخورد و هر دفعه منتظر وقوع حادثهای بودیم.
= کسی هم از شما مورد اصابت تیر قرار گرفت؟
¡ بله. در همان دم شهید نصیری فریادی کشید. به بالینش رفتم. تیر کالیبر به سرش اصابت کرد و به شهادت رسیده بود. در همین حین من نیز تیر خوردم. تیر به رانم اصابت کرد و این هم باز مشکلاتی را برای ما بوجود آورد. این ها زمانی بود که وقت هم به صبح نزدیک میشد.
= شهید رزمی چه؟ او که تیر خورده بود.
¡ او هنوز مقاومت میکرد. میدانستیم که دیگر راهی نداریم. یا باید اسیر میشدیم و یا شهید. در این وضعیت نیز کافی بود که از جایمان بلند شویم قطعاً عراقیها ما را سالم نمیگذاشتند. این بود که با شهید مهدی نجیبی تصمیم گرفتیم که به عقب برگردیم. به شهید رزمی گفتیم میتوانی حرکت کنی؟ گفت بله، با شما میآیم. من هم تا حدودی قدرت داشتم. تجهیزاتمان را بیرون آوردیم، تا سبک شویم. آنگاه به اروند زدیم تا به طرف خاکریز خودمان به عقب برگردیم.
= در عقب آمدن با مشکل مواجه نشدید؟
¡ قبل از این گفتم. عملیات لو رفته بود و آتش سنگینی بر روی اروند حاکم شده بود. آتش شدیداَ سنگین بود به ویژه به وسیلهی تیربارهای عراقی که در حال شنا کردن هم اگر کمی سرت بالای آب میآمد مورد اصابت گلوله قرار میگرفت.
= در این موقع پیچیدگی آب اروند یعنی سرعت بیش از حد آن شما را با مشکل مواجه نساخت؟
¡ بله. ولی این تنها راهی بود که با توکل به خدا انتخاب کردیم. با هزاران زحمت خودم را به خاکریز نیروهای خودی کشاندم. اما در آن هنگام نه از مهدی نجیبی خبری بود و نه از شهید رزمی و نه از کرامت پژوه.
= یعنی آنها برنگشتند؟
¡ تا حدود 30متر که به آب زدیم همدیگر را میدیدیم ولی از آن به بعد من آنها را ندیدم. وقتی به خاکریز خودمان رسیدم از آنجا که هم سرمای شدیدی بود و هم خون زیادی از من رفته بود، بیهوش شدم. خوشبختانه چند نفر مرا دیدند و به سنگرها کشاندند. از آن موقع همانطور چشم انتظار بچهها بودم اما متأسفانه این انتظارها به سرآمد و خبری از بچهها نشد. یعنی هم مهدی، هم ناصر و هم کرامت به شهادت رسیده بودند.
= شهادت بچهها، دیگر رزمندگان گروهان 3 را قطعاً متأثر ساخته است. از حال و هوای آنها هم بگویید.
¡ پس از این که گروهان ما به جلو رفته بود، خوشبختانه از ورود گروهان سوم به عملیات جلوگیری شد. اما اکثر بچههای گروهان 1 و 2 روی آب زده شده بودند یا به شهادت رسیده و یا اسیر شدند. شاید این دومین بار بود که بعد از عملیات والفجر 2 که شهرستان کازرون بیش از 30 شهید داشت، در این عملیات نیز مردم کازرون بیش از 60، 70 شهید را تقدیم انقلاب اسلامی نمودند.
= اگر بخواهید به عنوان آخرین نکته، فضای آن شب را برای ما ترسیم کنید، چه خواهید گفت؟
¡ حقیقتاً آن شب نه به تصویر میآید و نه به زبان میتوان آن وضعیت را گفت. تنها میتوانم بگویم هرچه بود، ایثار بود و از خود گذشتگی، فداکاریهایی که حال کمتر میتوانیم آنها را بیابیم. اما آن شب برای ما نیز فاجعهای بود. فراق و دوری از دوستان. دوستانی که تا یک روز قبل با ما بودند و حالا ما را ترک گفتهاند. بچههای کازرونی آن شب عاشق بودند. عاشقِ عاشق...
خــانــدان ســامــی کــازرونـی
ـ محمدمهدی مظلومزاده
یکی از شعرا و تعزیه سرایان کازرونی در قرن سیزدهم هجری، مرحوم ملاآقابابای کازرونی معروف به «ملابابا» است، که مجالس تعزیه زیادی را به نظم درآورده، و «سامی» تخلص میکرد. ازاین رو خاندان وی نیزنام خانوادگی «سامی» را برای خود اختیار نمودند.
از این مرد بزرگ، درکتب تذکره، جز دو کتاب «مرآه الفصاحه» و «فرهنگ سخنوران» که اشارهی کوتاهی به وی کرده اند، شرح و شعری به ثبت نرسیده است. در «مرآه الفصاحه» می نویسد: «اسمش ملابابا و از اهل کازرون است. بعضی به صاحب این کتاب نوشته اند که او دیوان بزرگی دارد !» و سپس چندبیت مثنوی در نعت رسول اکرم (ص) از مرحوم ملاآقا بابا ذکر کرده است.
در «فرهنگ سخنوران» نیز از وی باعنوان «سامی کازرونی، ملابابا، قرن سیزدهم، یاد کرده، و خواننده را به کتاب «مرآه الفصاحه» داور شیرازی ارجاع داده است.
نگارنده، درزمان حیات شادروان علی نقی بهروزی، متن ناقصی از «مجلس تعزیه وفات جعفر طیار»، سرده مرحوم ملاآقابابای سامی کازرونی، که به صورت طومار، در ماه شعبان 1298 هجری قمری، و به خط نستعلیق تحریر یافته بود، و در ابتدای آن عبارت «من کلام سامی» قید شده بود، بدست آورده، و به وسیلهی مرحوم بهروزی در اختیار استاد علی سامی قرار داده است. ایشان نیز در انتهای کتاب «شیراز، شهر جاویدان» که با مساعدت دانشمند محترم جناب آقای داریوش نویدگویی، در انتشارات نوید، به زیور چاپ آراسته گردیده است، متذکر شده اند که: «اطلاع زیادی از زندگی شادروان ملاآقا بابای سامی نیای بزرگ مؤلف، جزچند بیاض ناقص، حاوی اشعار که مقداری از آن ها مراثی و اشعاری در رثای خاندان عصمت و طهارت سروده شده، چیز بیشتری در دست نیست».
در سال 1248 هجری قمری، خداوند پسری به مرحوم ملاآقابابای سامی عنایت فرمود، که به خاطر علاقهی وافرش به خاندان علی (ع)، او راعلی نامید و بعدها پس از باسواد شدن در مکتب خانه، چنانکه رسم آن زمان بود، به «ملاعلی» معروف گردید. ملاعلی کازرونی بعد از تحصیل و کسب مقدمات در خدمت پدر و سایر اساتید مکاتب کازرون، راهی شیراز شد، و درخدمت علما و دانشمندان آن شهر به تکمیل علوم خویش پرداخت، و در همان جا به تدریس اندوخته های خویش مشغول شد. تا این که در سال 1357 هجری قمری، در سن شصت سالگی در شیراز دار فانی را وداع گفت، و در جوار بقعهی امام زاده ابراهیم آن شهر مدفون گردید.
از مرحوم ملاعلی کازرونی نیز پسر ادب پروری موسوم به «آقا بزرگ سامی» در سال 1264 شمسی، در شیراز پا به عرصهی حیات گذاشت که بعدها در دانشوری زبانزد خاص و عام گردید، و پس از اتمام تحصیلات قدیم و جدید، به خدمت فرهنگ و تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان شیرازی پرداخت و چهل سال به این سرزمین خدمت نمود، و علاوه بر دیوان اشعار، دو جلد کتاب «ادبیات» و یک جلد «مقامات معنوی»(چاپ شده در سال 1329 شمسی) نوشت، و سرانجام در مهر ماه 1349 شمسی، در سن هشتاد سالگی، از جهان چشم پوشید، و در جوار بقعهی احمدبن موسی «شاهچراغ» (ع) به خاک سپرده شد.
از مرحوم آقا بزرگ سامی نیز، استاد علی سامی، که از دانشمندان و محققان و نویسندگان و باستانشناسان معاصر به شمار می رفت، در سال 1289 شمسی در شیراز، قدم در این جهان گذاشت، که پس از تحصیل رشته های مختلف علوم ادبی و تاریخی به ویژه تاریخ ایران باستان، به خدمت و تحقیق و تألیف پرداخت، و بارها به ریاست تعمیرات و ابنیهی تاریخی شیراز، کارپردازی فرهنگ فارس، بنگاه علمی تخت جمشید و کاوش های علمی پاسارگاد و تپه های ماقبل تاریخ در اطراف مرودشت، و ادارهی باستانشناسی فارس منصوب، و در دانشکدهی ادبیات دانشگاه شیراز نیز دروس تمدن هخامنشی و ساسانی راتدریس، و در سال 1317 به اخذ مدال علمی درجه یک نائل گردید، و در بسیاری از مجامع علمی و فرهنگی عضویت داشته است.
از استاد علی سامی آثار و تألیفات ومقالات علمی و تحقیقی و تاریخی زیادی به زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است که برخی از آثار او را که نگارنده دیده و مطالعه کرده است عبارتند از : آثار باستانی جلگهی مرودشت، پارس کده، پارسه (تخت جمشید)، تمدن ساسانی، تمدن هخامنشی، شیراز شهر جاویدان و نقش ایران در فرهنگ اسلامی.
آری، اگر شادروان استاد علی سامی در طول حیات خویش به خود ببالید که «همهی قبیلهی من عالمان دین بودند» گزاف نبود، اما چه حیف که این شخصیت ممتاز و بی نظیر و این دانشمند بزرگوار هم در بیست و دوم مرداد ماه 1367 شمسی در شیراز روی در نقاب خاک کشید، و به بزرگان خاندان خویش پیوست. روح و روانش تا ابد شاد و جاویدان باد.
تقویم تاریخ کازرون
ـ سیدروحاله لقمانی
میرزا علی عزمی، روزنامهنگار کازرونی
49 سال پیش در دی ماه سال 1337 خورشیدی میرزا علی عزمی کازرونی، مدیر روزنامهی آتش فشان و از نویسندگان و آزادیخواهان کازرونی، دیده از جهان فرو بست.
نام «علی عزمی» و روزنامهی «آتش فشان» او در تاریخ مطبوعات ایران، به ویژه شیراز، نامی آشنا و محبوب است. چه او از نویسندگان نام ور فارس و روزنامهاش ناشر افکار میهن دوستانهی احرار این منطقه و پرچم دار مبارزه با بیگانگان و اجنبی پرستان بود.
این روزنامه، بار اول در شیراز و در اواسط سال 1303 خورشیدی در چهارصفحه به قطع وزیری بزرگ، با چاپ سربی و در مطبعهی «شعبهی بحرین» شیراز، چاپ و با خصوصیات زیر انتشار می یافت. بهای اشتراک سالانه در شیراز 45، داخله 50، خارجه 60 قِران بود. اعلانات در صفحهی اول 3 قران، دوم دو قران، سوم یک قران، چهارم ده شاهی و مندرجات آن پس از مقالهی اساسی، که معمولاً به قلم مرحوم عزمی نوشته می شد عبارت بود از اخبار و حوادث فارس، قسمتی از اخبار خارجه و ولایات و گاهی نیز اشعاری از شعرای فارس. در این زمان، روزنامه های فارس به شدت تحت سانسور بودند و مندرجات آن ها کنترل می شد. مرحوم عزمی در سرمقالهی شمارهی پنجم می نویسد: ... «چه باید کرد که امروز، به واسطهی موجودیت سانسور، قلم روزنامه نگار شکسته وهیچ اجازت ندارد که اطلاعات خود را طی نگارش آورده، آلام متوجه را نوشته و در اطراف اثرات بنیان کن، بروز عقیدتی دهد. بهترین دلیل برصدق عرایض نگارنده، اوراق گذشتهی« آتش فشان» است که مقالات اساسی آن، یا کلیهً در هر ورقی چند قسمت آن را زده اند که مفهوم حیاتی آن صفحات هم به دست قارئین محترم نیامده است.» اتفاقاً در سرمقالهی همین شماره نیز، سانسور کار خود را نموده وچند جای مقاله، به واسطهی سانسور شدن، سفید مانده است. سرانجام روزنامهی آتشفشان به خاطر لحن تند و حمله به سیاست انگلستان، در ذی قعده سال 1344 ق، از طرف والی فارس توقیف می شود و این توقیف مدت چهار ماه ادامه داشته است.
اما با توقیف روزنامهی آتش فشان، مرحوم عزمی از پای نمی نشیند و روزنامهی «حیات کارگر» را در اواخر سال 1304 خورشیدی برابر با 1344 قمری منتشر می کند.
این روزنامه با مدیر مسوولی علی آقای نجار است. ولی مؤسس و نگارندهی آن، هم چنان «عزمیِ آتش فشان» است و در عنوان آن، جملهی «به جای آتش فشان» مسطور است و مبارزه ادامه دارد.
فعالیت های مطبوعاتی علی عزمی، به این ترتیب سال ها ادامه دارد و روزنامهی آتش فشان همچنان به نشر و ترویج افکار آزادی خواهان و دفاع از حقوق مظلومین ادامه می دهد و بالاخره به محاق تعطیل می افتد. این روزنامه، با چاپ سنگی در مطبعهی محمدی، در چهار صفحهی بزرگ منتشر می شده که هر صفحه آن چهار ستون داشته است.
سال اول روزنامه (1304 خورشیدی برابر با 1344 قمری) و بالای نام روزنامه قید گردیده: عنوان تگرافی (حیات کارگر)، بهای روزنامه، شیراز 45، داخله 50، خارجه 60 قران است.
شمارهی 90 سال چهارم روزنامه، با خصوصیات مذکور، در تاریخ چهارشنبه 17 ذی حجه الحرام 1346 قمری مطابق با 16 خرداد 1307 خورشیدی طبع و توزیع گردیده است. مندرجات حیات کارگر پس از مقالهی اساسی، عبارت است از اخبار فارس، اخبار شهری شیراز، و گاهی آثار انجمن ادب شیراز.
در سال 1325 که مرحوم علی نقی بهروزی، فعالیت مستقل مطبوعاتی خود را آغاز کرد و دست به انتشار روزنامهی دستاویز زد، مرحوم عزمی نیز مجدداً قدمی به عرصهی مطبوعات نهاد و سرپرستی آن روزنامه را به عهده گرفت و این مسوولیت را تا پایان انشتار روزنامه ی دستاویز ادامه داد.
در اردیبهشت ماه سال 1330، با اوج گرفتن مبارزات مردم مسلمان ایران برای ملی کردن نفت، مبارزات مطبوعاتی عزمی، با انتشار روزنامهی «آتش فشان ما» از سرگرفته شد و تا بهمن ماه همان سال ادامه یافت.
مرحوم منوچهر مظفریان، اولین تجربهی قلم زنی خود را، در این دورهی روزنامهی »آتش فشان ما« آغاز کرد و اولین مقالهی او، در ابراز شادمانی از استقلال هند و تشکیل دولت مسلمان پاکستان، با مقدمهی آقای مدیر، به چاپ رسید. و این هم کاری به صورت ارسال و چاپ و نشر مقاله تا هنگامی که روزنامه منتشر می شد، ادامه داشت.
شهید عبدالحسین خدیو
29 سال پیش در تاریخ نهم دی ماه 1357 خورشیدی همزمان با به اوج رسیدن خشم و انزجار مردم از رژیم پهلوی، شهید عبدالحسین خدیو در تظاهرات هدف گلولهی مأموران رژیم قرارگرفته و به شهادت رسید. شهید عبدالحسین خدیو فرزند جانی بیگ در سال 1344 در کازرون متولد و در خیابان فلسطین این شهر به شهادت رسید. آرامگاه وی در قطعهی یک شهدای سیدمحمدبین التلین است.
شهید صدراله شیخیان
29 سال پیش در تاریخ نهم دی ماه 1357 خورشیدی هنگامی که مردم با سردادن شعارهای انقلابی پیکر شهید عبدالحسین خدیو را تشییع میکردند، شهید صدراله شیخیان هدف گلولهی مأموران رژیم قرار گرفته وبه شهادت رسید. شهید صدراله شیخیان فرزند محمد در سال 1337 در کازرون متولد شد و در خیابان حضرتی کازرون به شهادت رسید. آرامگاه وی در قطعهی یک شهدای سیدمحمدبین التلین است.
شهید بانو برنجی
29 سال پیش در تاریخ نهم دی ماه 1357 خورشیدی هنگامی که مردم باسردادن شعارهای انقلابی خشم وانزجار خود را از رژیم پهلوی بیان می داشتند و پیکرشهید خدیو را تشیع می کردند. بانو قیمتی برنجی در خیابان حضرتی هدف گلولهی مأموران قرار گرفته و به شهادت رسید. شهید بانو قیمتی برنجی فرزند حبیب در سال 1334 در کازرون متولد شد. آرامگاه او در قطعهی یک شهدای سیدمحمدبین التلین قرار دارد.
کتاب نخند داوینچی می خواهم
برای گریه رنگی پیدا کنم
دو سال پیش در دی ماه سال 1384 کتاب اشعار سرکار خانم فریده هوشیار، از شاعران جوان کازرونی، با عنوان »نخند داوینچی می خواهم برای گریه رنگی پیدا کنم« توسط انتشارات شروع به چاپ رسید.
درگذشت ابن کازرونی
در ذیحجهی سال 867ه.ق محمد بن محمد بن احمد بن محمود بن ابراهیم بن احمد روزبه، معروف به ابن کازرونی، از علمای قرن دهم و یازدهم هجری درگذشت. ابن کازرونی در سال 797 ه.ق در مدینهی طیبه متولد شد و در همان جا به فراگیری علم و علوم قرآنی پرداخت. و پس از تکمیل علم خود به تربیت شاگردان متعددی پرداخت. مزار وی در بقیع در کنار مقبرهی پدرش است.
دستهایی که شفا میداد
80 سال پیش در تاریخ هجدهم ذیحجهی سال 1345ه.ق برابر با سال 1306 خورشیدی شادروان سیدمهدی طبیب ملقب به «مجد الاطباء» از پزشکان پر آوازه و حاذق کازرون ،در سن 70 سالگی به رحمت ایزدی پیوست.
مرحوم سیدمهدی طبیب ملقب به «مجدالاطباء» فرزند سیدحسن فرزند سیداحمد فرزند حاج سیدحسن خطیب فرزند سیدعلی اشرف فرزند سیدعبدالرحیم در سال 1236 خورشیدی در محلهی آهنگران کازرون و در خانواده ای که نسل در نسل طبیب بودند، متولد شد. وی از سنین نوجوانی پس از تکمیل تحصیلات رایج آن زمان نزد علمای وقت کازرون و نیز تحصیل علم طب در محضر پدر و پدربزرگ خویش،حرفهی طبابت را به خوبی فرا گرفت، تا جایی که در حدود 50 سال طبیب منحصر به فرد منطقهی کازرون و حومه بشمار میرفت.
مرحوم صدرالسادات کازرونی در کتاب آثارالرضا در شرح معارف محلهی آهنگران در مورد ایشان چنین می نویسد: و از معارف آن محله: «جناب آقا سید مهدی(طبیب) که در فن طبابت گوی سبقت از همگان ربوده و پدر بر پدر طبیب بوده.» زنده یاد محمدمهدی مظلوم زاده هم در کتاب آشپزی در فرهنگ مردم کازرون آورده است: «... طبیب حاذقی چون آقا سیدمهدی طبیب (مجد الاطباء) بیماری مراجعان خود را طبق غذاها و خوراکی ها ساکنان هر محله در کازرون،تشخیص می داد و آنان را بر این اساس درمان میکرده او می دانست مردم هر محله از شهر،بیشتر چه نوع غذاها و خوراکی هایی می خورند،لذا از بیماران خود می پرسید که اهل کدام محله اند و با تشخیص نوع خوراکی بیمار بوده که دارو تجویز می نمود و مؤثر هم بود و این کار قابل تحسین و درخور تمجید و تقدیس است وهمین کار طبیب را به شهرت رسانید که مردم هنوز هم از وی یاد می کنند و می گویند:کو طبیبی مثل آقا سید مهدی طبیب؟!»
مقبره این طبیب حاذق در جوار آرامگاه امامزاده سیدمحمد در شبستان مسجد سکونچه کازرون در محلهی آهنگران، که در واقع آرامگاه خانوادگی ایشان است، می باشد.لازم به ذکر است که حاج سیدحسن خطیب ،جد مرحوم مجدالاطباء،عالم و مجتهد و طبیب و مدرس مدرسهی صالحیه بوده و امامت مسجد مدرسه را هم بر عهده داشته است.
حملهی آزادیخوهان کازرونی به انگلیسیها
91سال پیش در 24 دسامبر سال 1916 میلادی قشون سربازان انگلیسی که از شیرازبه طرف کازرون در حرکت بودند، در نزدیکی کتل دختر مورد هجوم آزادیخواهان کازرونی به رهبری ناصردیوان کازرونی قرار گرفته و دچار صدماتی شدند. در ربیع الاول سال 1335 و در حالی که شیراز توسط انگلیسی ها و آیادی داخلی آن ها سقوط کرده بود و از سوی دیگر آزادی خواهان بوشهر مقاومت بسیاری در مقابل استعمارگران از خود نشان می دادند،نیروهای انگلیسی تحت امر سر پرسی سایکس از شیراز روانهی کازرون شدند تا پس از شکست مقاومت کازرونی ها به طرف بوشهر حرکت کرده و قوای مردمی آن سامان را نیز سرکوب سازند. قبل از این تاریخ کازرونی ها در چندین حمله پاسگاه های انگلیسی ها را در منطقه کازرون مورد حمله قرار داده و به تسخیر خود درآورده بودند.
در این تاریخ نیروهای انگلیسی به فرمان سایکس به سوی کازرون روانه شدند.این نیروها عبارت بودند از: شصت سوار از نیروی پانزدهم نیزه دار و دو مسلسل برای حمایت از پاسگاه های انگلیسی ها در خان زنیان به فرماندهی میجر بروس(bruce) یک گروهان به فرماندهی لیوتنان هنتر (Hunter)، یک دسته از آتش بار بیست و سوم کوهستانی و صد و پنجاه سرباز از نیروی صد و بیست و چهارم بلوچ به انضمام ده سوار و دو توپ کوهستانی به فرماندهی کلنل تویگ(Twig) .همچنین کاپیتان ولدن(Weldon) ،کاپیتان ویتکوگل(Wittkugel) و کاپیتان هیند(Hind) فرماندهی بخشی دیگر از نیروها را به عهده داشتند.محلّ تصادم دو نیروی کازرونی و انگلیسی ،دشت ارژن بود که بدون شک هر کس بر ارتفاعات آن مسلّط می شد،به نحو مطلوب تری می توانست حریف را با ناکامی مواجه سازد. در نتیجه تصرّف این ارتفاعات برای انگلیسی ها بسیار حائز اهمیت بود،زیرا تسلّط بر گردنه های دشت ارژن،تسخیر کازرون را به همراه داشت.
آزادی خواهان کازرون قبل از این رویارویی،طیّ ارسال پیام هایی فوری،از مجاهدین خطّه بوشهر تقاضای کمک نمودند. آن ها نیز به زودی نیروهای تقویتی خود را به مدد احرار کازرون گسیل داشتند. با رسیدن نیروهای انگلیسی به دشت ارژن،آتش جنگ شعله ور گردید. سنگر بندی کازرونی ها بر روی ارتفاعات مهم،در همان اوان،موجبات پراکندگی انگلیسی ها را فراهم آورد.اجانب پس از مدت کوتاهی ناامید از تصرّف ارتفاعات،تنها به نجات خود از مهلکه کارزار می اندیشیدند.نیروهای تحت فرماندهی کاپیتان ولدن که ماموریت پاسداری از جناح راست قوای انگلیسی را به عهده داشت،از همان ابتدا مورد هجوم احرار کازرونی قرار گرفت. مقاومت انگلیسی ها در این جناح به زودی با شکست مواجه شد و کاپیتان ولدن با دادن تلفاتی ناچار شد به ستون اصلی قوای انگلیس بپیوندد.
با پیوستن کاپیتان ولدن و افراد باقیماندهی تحت امرش به قوای کاپیتان ویتکوگل،تلاش دیگری از سوی انگلیسی ها برای انهدام قوای کازرونی صورت گرفت.
این تلاش نیز که با آتش سنگین سلاح های انگلیسی به فرماندهی کلنل هنتر همراه بود،نتوانست کوچک ترین خللی در جبههی مجاهدین به وجود آورد و با یورش متهوّرانه ای از سوی احرار به شکست انجامید و متعاقب آن ارتباط بین افراد تحت فرماندهی کاپیتان ولدن و کاپیتان ویتکوگل قطع گردید.
در پی پراکندگی نیروهای انگلیسی،کاپیتان هنتر از کلنل تویگ درخواست نمود که برای نجات جان قوای انگلیسی،نیروهایی را به آنان ملحق سازد.
این امر به زودی تحقق پذیرفت و نیروهایی تحت فرماندهی کاپیتان هیند برای کمک به قوای انگلیسی روانه جناح کاپیتان ولدن شدند.
با این وجود آتش شدید احرار موجبات انحراف قوای کاپیتان هیند را فراهم آورد و آنان خود را در محاصرهی آتش کازرونی ها مشاهده نمودند و در پی آن،کلنل تویگ با اطلاع از آشفتگی اوضاع دستور عقب نشینی قوای انگلیسی را صادر نمود.
در این میان،وضعیت نیروهای تحت فرماندهی کاپیتان ویتکوگل به مراتب وخیم تر بود.وی پس از کمی مقاومت مجروح شد و عدهای از سربازهای پیاده همراه او نیز کشته شدند.
یورش احرار کازرونی در این حال بسیار شدیدتر شده بود. مجاهدین مصمم بودند که با یک حرکت گسترده،قوای انگلیسی را در محاصره قرار داده و آن ها را تار و مار سازند.
کلنل تویگ با اطلاع از قصد مجاهدین بر آن شد که برای جلوگیری از تصمیم احرار،به کلیه افراد دستور عقب نشینی تا دشت ارژن را صادر نماید.
هرچند که این کار صورت پذیرفت اما احرار کازرونی مسلط بر اوضاع،قوای انگلیسی را در حین عقب نشینی مورد هجوم قرار داده و تلفاتی را به آنان وارد ساختند.
با رسیدن قوای انگلیسی به دشت ارژن،این سامان نیز برای آن ها ناامن شد و آن ها به زودی برای جلوگیری از تلفات بیشتر به سوی پاسگاه خان زنیان عقب نشینی کردند.
تعقیب قوای انگلیسی از سوی احرار کازرونی تا خان زنیان ادامه پیدا کرد. عملیات هجومی دیگری علیه انگلیسی ها در این ناحیه انجام گرفت که وضعیت انگلیسی ها را کاملاً بحرانی ساخت .
این در حالی بود که پراکندکی قوای انگلیسی،اوضاع را برای آن ها بیش از پیش وخیم نموده بود. بدین ترتیب انگلیسی ها برای نجات خود عقب نشینی تا شیراز را مناسب ترین راه یافتند.
آتش خشم احرار کازرون که از تفنگ های آنان زبانه می کشید و افراد انگلیسی را در کام خود فرو می برد،تا شیراز نیز ادامه داشت با شبیخون های پی در پی که با استفاده از تاریکی هوا از سوی کازرونی ها انجام گرفت،ناکامی قوای انگلیسی به طور گسترده فراهم آمد و آن ها با شکستی مفتضحانه به شیراز بازگشتند.
سروهای سرفراز
در تاریخهای4/10/1359 شهیدهوشنگ مشی- 4/10/1365 شهیدان علیپور گلستان، سیدجواد جعفری، سیدمحمد آشیان، مهران کتویی زاده، محمدرضا محمدی، عطاءاله جوکار، مهدی رزوان، سعید رضوی فرد، صفدر شهبازی فرد، کاظم جهانتاب، مسعود عظیمی، محمد رزمی، مهدی رحمتی، جاوید مرحمتی، محسن عفیفیان، محسن نجمی، محمدرضا کرمی، غلام جوکار، نصراله سبزه واریان، قاسم جوکاران، حمیدرضا رضائیان آزاد، محمدهاشم ملکزاده، محمدجواد جعفری، نادر بهرامی، عبدالنبی دهقان، اسداله افشاری، امراله جعفری، احمد راسته، کورش تقی نژاد، امید نصیری، منصور میراب، شکراله یدالهی، سیدهادی زهرایی، ایرج دهقان، سید مسلم نجیبی، محمد رنجبر، علیرضا اسدزاده، پولاد رزمجوقلائی، محمدرحیم حق شناس، عبداله لنگری، قاسم خانی، حیدر جشن، علینقی ابونصری، عبدالرسول بازیار، شاپور نظری، جعفر سکندری، علیرضا بامشاد، ابراهیم صالحی، حمیدرضا بینا، عباس بینا، محمدمهدی نجیبی، ناصر پژوه و غریب علی قائدی- 5/10/1365شهید وحیدرضا جهانی آزاد و 8/10/1361شهید سعید اژدری در پیکار علیه تجاوز دشمن به خاک پاک میهن به شهادت رسیدند. حماسهی سرخشان جاویدان باد.